دخیل بستهام به شفای دستانت!
27 آبان 1402 توسط ط.جمالی
دخیل بستهام به شفای دستانت
ای پرستارِ زخمهای به خوننشستهٔ کربلا! در وجودم دخترکی نشسته است، خسته و غمگین، بیمار و مجروح…
کبودی زخمهایش، التیام دستهای مهربانِ شما را میطلبد. در پیچهای سخت آخرالزمان راهش را گم کرده است. تشنه است، زمینگیر شده است، کم آورده است…
ای بانویِ نور و باران و بهار!
بر او بتاب، بر او ببار، زندهاش کن…
و آنچنان دستش را بگیر که در پس تمام اِنکارها و تمسخرهای آخرالزمان، به جای شکستن، محکمتر شود…
و آنچنان در وجودش بِدَم تا در او زینبی دیگر متولد شود که اگر در مسیر ولایت تیغی هم به پایش نشست، به یاد لبخند امامش، فریاد زند: «ما رَایتُ اِلاّ جَمیلاً…»
ولادت باسعادت #حضرت_زینب (سلام الله علیها) و روز پرستار مبارک باد.
🌿🌷🌿🌹🌿🌷🌿🌹🌿🌷🌿