ایران حرم است!


توصیهی حضرت جبرئیل به حضرت آدم علیه السلام!
📹 حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
🔸 میگویند که اولاد حضرت آدم علیهالسلام زیاد شده بودند؛ (هزار و صد سال تقریباً] عمر کرده بوده)؛
زیاد در محضر او قالوقیل میکردند و آدم ساکت بود و ابداً هیچ حرفی نمیزد.
یک دفعه ملتفت شدند و گفتند: ما اینهمه شلوغکاری میکنیم ، پدر ما ابداً یک کلمهای نمیگوید و همانطور نگاه میکند. تعجب کردند!
[گفتند:] آقا! بابا! شما اینجا ساکت و صامت اینجا نشستهاید و هیچ نمیگویید؛ ما اینهمه سروصداها میکنیم، اینهمه بازیها میکنیم، اینهمه کارها میکنیم.
⭕️ حضرت آدم علیهالسلام به اینها فرمود: آن وقتی که جبرئیل ما را به این زمین آورد، به من فرمود:
«اگر میخواهی برگردی به همان جایی که از اول بودی، به همان بهشتی که از اول بودی، فَأَقْلِلْ کَلامَکَ؛ کم سخن بگو.»
📚 بیانات حضرت آیتالله بهجت قدسسره
🌹 🌹
✍آیتالله شیخ محمدتقی بهلول میفرمودند:
ما با کاروان و کجاوه به گناباد میرفتیم. وقت نماز شد. مادرم کارواندار را صدا کرد و گفت: کاروان را نگهدار، میخواهم اول وقت نماز بخوانم. کارواندار گفت: بیبی! دو ساعت دیگر به فلان روستا میرسیم. آنجا نگه میدارم تا نماز بخوانیم. مادرم گفت: نه، میخواهم اول وقت نماز بخوانم. کارواندار گفت: نه مادر، الان نگه نمیدارم. مادرم گفت: نگهدار. کارواندار گفت: اگر پیاده شوید، شما را میگذارم و میروم. مادرم گفت: بگذار و برو.
من و مادرم پیاده شدیم. کاروان حرکت کرد. وقتی دور شد وحشتی به دل من نشست که چه خواهد شد؟ من هستم و مادرم، دیگر کاروانی نیست. شب دارد فرا میرسد و ممکن است حیوانات حمله کنند. ولی مادرم با خیال راحت با کوزه آبی که داشت، وضو گرفت و نگاهی به آسمان کرد، رو به قبله ایستاد و نمازش را خواند.
لحظه به لحظه رُعب و وحشت در دل منِ شش هفت ساله زیادتر میشد. در همین فکر بودم که صدای سُم اسبی را شنیدم. دیدم یک درشکه خیلی مجلل پشت سرمان میآید. کنار جاده ایستاد و گفت: بیبی کجا میروی؟ مادرم گفت: گناباد. او گفت: ما هم به گناباد میرویم. بیا سوار شو.
یک نفس راحتی کشیدم و گفتم خدایا شکر. مادرم نگاهی کرد و دید یک نفر در قسمت مسافر درشکه نشسته و تکیه داده. به سورچی گفت: من پهلوی مرد نامحرم نمینشینم. سورچی گفت: خانم، فرماندار گناباد است. بیا بالا، ماندن شما اینجا خطر دارد. کسی نیست شما را ببرد.مادرم گفت: من پهلوی مرد نامحرم نمینشینم! در دلم میگفتم مادر بلند شو برویم. خدا برایمان درشکه فرستاده است. ولی مادرم راحت رو به قبله نشسته بود و تسبیح میگفت.
آقای فرماندار رفت کنار سورچی نشست و گفت: مادر بیا بالا، اینجا دیگر کسی ننشسته است. مادرم کنار درشکه نشست و من هم کنار او نشستم و رفتیم. در بین راه از کاروان سبقت گرفتیم و زودتر به گناباد رسیدیم. اگر انسان بندهٔ خدا شد و در همه حال خشنودی خدا را در نظر گرفت، بيمه مىشود و خداوند تمام امور او را كفايت و كفالت مىكند.
«أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ؛ آیا خداوند برای بندهاش کافی نیست؟» (سورۀ زمر: آیۀ 36)
🌹 @dobare_zendegi 🌹
🌹 🌹
می روم مشهد خیابان ها شلوغ
می روم در قم شبستان ها شلوغ
کربلا هم کل ایوان ها شلوغ
در مسیرش هم بیابان ها شلوغ
هیچ کس مثل تو بی زوار نیست…
یابن زهرا یا حسن المجتبی 😭🖤
🖤ای امت رسول قیامت به پا کنید
◼️لبریز جام دیده ز اشک عزا کنید
🖤در ماتم پیُمبر و تنهایی علی
◼️باید برای حضرت زهرا دعا کنید
🖤داغ پیُمبر است و بلاییست بس عظیم
◼️حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم
🖤شهادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)
شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
شهادت امام رضا (علیهالسلام) 🖤
تسلیت باد
✨ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) :
إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی ما إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضلُّوا أبَداً و إنّهما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّىٰ یَرِدا عَلَیَّ الحَوْضَ .
{ همانا من دو چیز گرانبها را در میان شما باقی میگذارم ، کتاب خدا و اهل بیتم را ، تا زمانی که به این دو چیز گرانبها تمسک بجویید گمراه نخواهید شد ، این دو از یکدیگر جدا نخواهند شد تا اینکه روز #قیامت در کنار حوض کوثر نزد من برگردند }
📚 الاحتجاج ، جلد ۱ ، صفحه ۲۶۲ .
🌹 🌹