ایران حرم است!


📕 برخورد غیر منتظرۀ رسول خدا(ص) با جوان چشمچران
🌀 نمیتوانم زبان و چشمم را کنترل کنم! + راه سادۀ درمان
💠 گاهی اوقات، برخی از جوانان میگویند: «من نمیتوانم چشمم را کنترل کنم.» آن یکی میگوید: «من نمیتوانم زبانم را کنترل کنم.»
💠 هر کسی هر کار خوبی را که میگوید «نمیتوانم انجام دهد»، به خاطر این است که یک کار خوب را میتوانسته انجام دهد ولی انجام نداده،
آن هم اینکه سر وقت بلند شود و نمازش را بخواند.
💠 اگر بخواهیم نماز خوب را برای خودمان تعریف کنیم و بشناسیم، طبیعتاً بهترین معرِّف آن، خود خداوند است که در قرآن کریم میفرماید:
💠 «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر؛ نماز از فحشاء و باز میدارد» بر این اساس، هرچقدر نماز انسان او را از بدیها بازدارد، به همان اندازه، نمازش خوب بوده است.
💠 به رسول خدا(ص) گفتند: «آن جوانی که پشت سر شما نماز میخوانَد، چشمچرانی هم میکند.
بعضی از گناههای خیلی بد را هم انجام میدهد.» لابد منظورشان این بود که شما نصیحتش بفرمایید تا آن عیبش را هم کنار بگذارد.
💠 رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: «همان نمازش او را درست خواهد کرد» [نیازی به نصیحت نیست.]
راوی میگوید: «طولی نکشید که آن جوان توبه کرد و آن عیب را کنار گذاشت.»
اگر درست به نماز پرداخته شود، اینقدر برکت دارد.
📚 چگونه_یک_نماز_خوب_بخوانیم؟ / علیرضا پناهیان/ ص55
💠 کاری که امام هیچگاه ترک نکرد، حتی تا آخر عمر؟!
📿⚜ پنجاه سال است که نماز شب امام خمینی ترک نشده، امام در بیماری، در صحت، در زندان، در خلاصی، در تبعید، حتی در روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب می خواند.
📿⚜ امام در قم بیمار شدند؛ به دستور اطبا امام به تهران می بایست منتقل شوند. هوا بسیار سرد بود و برف می بارید، یخبندان عجیبی در جاده ها وجود داشت. امام چندین ساعت در آمبولانس بودند و پس از انتقال به بیمارستان باز نماز شب خواندند.
📿⚜ امام شبی که از پاریس به سوی تهران می آمدند تمام افراد در هواپیما خوابیده بودند و تنها امام در طبقه بالای هواپیما نماز شب می خواندند.
📿⚜ و شما اگر از نزدیک دیده باشید آثار اشک بر گونه های مبارک امام حکایت از شب زنده داری و گریه های نیمه شب وی دارد.
📿⚜ جالب این است که امام همیشه موقع نماز عطر و بوی خوش مصرف می کنند و شاید بدون بوی خوش سر نماز نایستاده باشند، حتی در نجف هم که نماز شب را پشت بام می خواندند در همان پشت بام نیز یک شیشه عطر داشتند.
📚 سرگذشت های ویژه از زندگی حضرت امام خمینی (ره)، ج۲، ص۵۱.
🌸🌼🌱🌸🌼🌱🌸
🌼🌱🌸🌼
🌸🌼🌱
🌱🌼
🔔 اگر سر ظهر پدرت تو را صدا بزند و تو همان موقع بگویی بله
می گوید: بیا پدرجان کارت دارم.
ولی اگر بعداز ظهر بروی بگویی: پدرجان ظهر مرا صدا کردید چه کار داشتید؟
️ پدر میگوید: الان جواب میدهی؟ من ظهر صدایت زدم!
نماز هم، چنین است.
يعنی خداوند اول ظهر صدا میزند:《قد قامت الصلوه》📿
ولی تو بعد بروی بگویی الله اکبر!!!!!
آیت الله مجتهدی تهرانی
❤️🌹
💟سردار_قاسم_سلیمانی
✅طولانی_اما_زیبا_و_متفاوت
حدود ساعت ٣ بعد از ظهر🕒،به همراه سه نفر دیگر از فرمانده ها در ارتفاعات گولان بودیم. من، آقای قاسم_سلیمانی، آقای مرتضی قربانی، و آقای اسدی.
از ماموریتی بر می گشتیم که دیدیم راه را آب گرفته و ماشینهایی که نیروها را می آوردند، در راه مانده اند و وضعیت بدی ایجاد شده بود😑. وانت ما هم در راه ماند و پیاده از ارتفاعات بالا آمدیم.🚶🏻🚶🏻🚶🏻🚶🏻
دیدیم علت خراب شدن راه،این است که بچه های ادوات قرارگاه،برای کار گذاشتن قبضه های خمپاره ها، زمین رو کندند و خاکهایش را ریخته اند در جوی آب.آب هم مسیرش عوض شده بود و تا پایین،هم گل درست کرده بود و هم یخ زده بود.همین باعث شده بود تا راه خراب شود و ماشین ها در راه بمانند. بچه ها هم متوجه نبودند این مسائل ایجاد شده است؛ما هم بیل برداشتیم و خاکها رو جابه جا کردیم تا راه آب درست بشود.
در همین حین یکی از بچه های بسیجی آمد طرف ما و گفت:شما اینجا چی کار دارید؟چه کار می کنید؟به بیل ما چه کاردارید
آقای قربانی گفت:ول کن… بگذار کارمون رو بکنیم و جر و بحث شد و او وقتی دید تنهاست و ما چهار نفریم،برگشت آنطرف تپه، تا بقیه رفیقهایش را خبر کند!🏃🏻📢
دوید که برود طرفشان،مرتضی قربانی احساس کرد طرف فرار کرده!دنبالش دوید و کلتش رو درآورد و یک تیر هوایی زد🔫!طرف رفت بالای تپه، رفیقهایش را خبر کرد،برگشت و گفت کی تیر زد؟!مرتضی گفت من زدم!
گفت تو بیخود کردی زدی و محکم زد تو گوش مرتضی👊🏼!مرتضی هم زد و حاج_قاسم هم دوید کمک و آنها هم آمدند و خلاصه دعوا شد!
من دیدم اونها دارند همدیگر رو می زنند،بیل را رها نکردم و ادامه دادم و راه آب را باز کردم!🙃
حاج قاسم را انداخته بودند روی ماشین و حسابی او رامیزدند!کمی گذشت و آنها نسبت به ما حدس هایی زدند.خلاصه بعد از کتک کاری رفتند.🚶🏻🚶🏻🚶🏻🚶🏻
از آن موقع هر وقت #حاج_قاسم را می بینم می گوید تو آن موقع سیاست مداری کردی و با بیلت به کمک ما نیامدی🙄😒😐!من هم می گویم ما رفته بودیم جوی باز کنیم نرفته بودیم دعوا کنیم که!😅😅😅
💢راوی:محمدباقر قالیباف💢
منبع💻:وب سایت رسمی محمدباقر قالیباف