ایران حرم است!


استاد فاطمي نيا:
شفاعت حضرت زهراء عليهاالسلام
هركس بر روي زمين است ، از بركت وجود حضرت صدّيقه طاهره سلام الله عليها ميباشد.
همه موجودات از وجود آن حضرت كسب فيض ميكنند.
اين افاضه تعطيل بردار نيست ، منتها با انجام اعمال صالح و ترك محرمات ، بايد شرايط كسب فيض و بهره بردن از نورِ آن وجود مقدس را در خود ايجاد كنيم.
يكي از اولياء خدا كه اهل كشف و شهود بود ، ميفرمود:
” در تمام شفاعت ها ، بايد امضاي حضرت زهراء(ع) باشد”
.
اللهم_العن_قاتلي_فاطمة_الزهراء
🍃⬛️ یازهرا (س)⬛️🍃
✍ماجرای کوچه و شهادت
🕯کوچه ای بی صدا و یک مادر
🕯عده ای بی حیا و یک مادر
🕯پسرش داشت صحنه را می دید
🕯سیلی بی هوا و یک مادر
🕯نه فقط تازیانه و سیلی
🕯سیلی و ناسزا و یک مادر
🕯موی او شد سفید در کوچه
🕯زخم ها طعنه ها و یک مادر
🕯جای یک دست روی صورت او
🕯دست نامردها و یک مادر
🕯کینه دارند از علی این ها
🕯حملۀ کینه ها و یک مادر
🕯ناگهان راه خانه را گم کرد
🕯ناله ای بی صدا و یک مادر
🕯آخرِ روضه است این جمله
🕯 عده ای بی حیا و یک مادر
🕯
⚜فاطمه (س) شفیع مومنان و دوستان راستین
🔸محمد بن مسلم گوید : (از امام باقر (ع) شندیم که می فرمود : روز قیامت فاطمه (ع) توقفی در جهنم دارد.در آن روز میان دو چشم هر کس نوشته شده کافر یا مومن.آن گاه به دوستی [از دوستان ما] که دارای گناهان زیادی است فرمان می رسد به آتش برود. وقتی نزدیک جهنم می رسد، فاطمه (ع) میان دو چشم او را می خواند که (دوست دار اهل بیت) نوشته شده است. عرض می کند: الاهی و سید! مرا فاطمه و بازدارنده نامیده ای و به واسطه من هر کس مرا و فرزندان مرا دوست بدارد از آتش جهنم ممنوع کرده ای. وعده تو حق است و خلاف وعده نمی کنی. خدای سبحان پاسخ می دهد: ای فاطمه! راست گفتی. من تو را فاطمه نامیدم و به واسطه تو کسی را که به تو و فرزندانت محبت کند از آتش جهنم منع می کنم. وعده من حق است و تخلف نمی کنم. همانا من به این بنده گنه کار فرمان دادم به جهنم برود تا تو درباره او شفاعت کنی و من شفاعت تو را پذیرا شوم بدین جهت که قدر و منزلت و جایگاه تو بر فرشتگان و پیامبران و همه اهل قیامت آشکار گردد تا هر کس میان دو چشمش مومن نوشته شده آن را بخوانی و دست او را گرفته وارد بهشت گردانی [1].)
📗(پیوست : [1] ـ علل الشرائع جلد 1 صفحه 179)
آیت_الله_جوادی_آملی
🍃🌸🍃🌸🍃
🍃🔆زيارة فاطمة الزهراء (س) عليها السلام :🔆🍃
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ نَبِىِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ حَبيبِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَليلِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ صَفىِّ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَمينِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَفْضَلِ اَنْبِياءِ اللهِ وَرُسُلِهِ وَمَلائِكَتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِّيَةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا سِيِّدَةَ نِساءِ الْعالَمينَ مِنَ الاَْوَّلينَ وَالاْخِرينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللهِ وَخَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمَّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الصِّدّيقَةُ الشَّهيدَةُ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ ، اَلسـَّلامُ عـَلَيْكِ اَيَّتـُهَا الْفاضِلـَةُ الزَّكِيـَّةُ ، اَلسـَّلامُ عـَلَيْكِ اَيَّتـُهَا الْحَوْراءُ الاِْنْسِيَّة
التماس دعا
🍃🌸🍃🌸🍃
از مباحث مهم در سیره امام على(علیهالسلام)، رفتار حضرت با دشمنان است.این بحث، به دشمن شناسى و نیز شیوه درست برخورد با دشمن مى پردازد.جا دارد که سؤال شود؛دشمنان حضرت چه کسانی بودند؟
امام على(علیهالسلام) با دشمنانى مواجه بود كه پیامبر(صلی الله علیه و آله)با این نوع دشمن مواجه نبود. پیامبر با كسانى مقابله كرد كه با گفتار و رفتار خود زنده باد بت!! مىگفتند اما امام على(علیهالسلام) با كسانى رو به رو بود كه سابقه درخشانى در خدمت به اسلام داشتند! اهل عبادت و قرآن و شب زنده دارى بودند با این همه از روح مكتب بىخبر بوده و همین امور، زمینه ساز مقابله آنان با حكومت عدالت گستر مولا على(علیهالسلام)شد. امام على(علیهالسلام) در حقیقت با نفاق پنهان مواجه بود و پرواضح است كه برخورد با این دشمن به مراتب سختتر از برخورد با كفر آشكاراست. بر این اساس ؛ امام على(علیهالسلام) برخورد با دشمنانى اینچنین را از مفاخر خود برمىشمرد و می فرمود:
« ایها الناس فانى فقات عینالفتنه و لم یكن لیجترىء علیها احد غیرى بعد ان ماج غیهبها واشتد كلبها» [1]
مردم!! این من بودم كه چشم فتنه را درآوردم و كسىجز من جرأت بر آن نداشتبعد از آن كه امواج فتنه همه جا گسترده بود و هارى آن فزونى یافته بود.»
حكومت -حدودا- پنجساله امیر مؤمنان على(علیهالسلام) با سه جریان مخالف مواجه بود:
1- جاهطلبان و مقامپرستانی كه در خط مقدم بیعتكنندگان بامولا على(علیهالسلام) بودند و امید آن داشتند كه از این راه بتوانند به دنیایى آباد و مقام و ریاستى كه در پى آن بودند برسند، اما پس از آن كه امام على(علیهالسلام) به حكومت رسید و ارزشهاى الهى را به جاىارزشهاى پوسیده جاهلى نهاد، از حكومت حضرتش مأیوس شده و شروع به مخالفت با آن نموده و علیه حكومت اسلامى امام على(علیهالسلام) شورش كردند. نام این گروه در تاریخ اسلام «ناكثین» یا همان پیمانشكنان مىباشد.
2- ظالمانى كه از حكومت پیشین بهره مند شده و دزدى و غارتگرى مىنمودند و از این راه اموال فراوانى به دست آورده بودند و اینک با سر كار آمدن حكومت عدل پرور علی (علیهالسلام) مجالی برای غارتگرى و فساد نمی ماند و از طرفی دیگر به شدت با ستم آنان مبارزه می شد. که این گروه در تاریخ اسلام به« قاسطین»معروفند. «قسط» هم به معناى عدالت و هم به معناى ظلم و عدول از حق آمده است. راغب در مفردات مىگوید:«قسط به معنى سهم و نصیب است و هرگاه سهم و نصیب دیگرى گرفته شود باز به آن قسط گفته مىشود که مصداق بارز ظلم است.
سستترین دشمنان كسى است كه عداوتش را آشكار ساخته است.» و از طرفی «من اظهر عداوته قل كیده آن كس كه دشمنىاش را اظهاركرده توطئه و مكرش كم است.» و خطرناكترین دشمن دشمنى است كه دشمنىاش را پنهان مىكند همان گونه كه قرآن كریم نامش را نفاق گذارده است
3- كوته فكران و متحجرانى كه فقط ظاهرى از دین را دیده بودند حقیقت آن را نفهمیده بودند و به شدت بر عقیده باطل خود استوار بودند. اینان نیز سر شورش با حكومت مولا على(علیهالسلام)برآوردند. نام این گروه «مارقین» است و نام دیگرشان خوارج كه بعد از داستان حكمیت ، در صفین بر ضد امام برخاستند و پرچم مخالفت را برافراشتند. این واژه، از ماده «مروق» به معناى پرش تیر از كمان است گویى آنها قبلا در دایره حق بودند ولى به خاطر تحجر و نادانى و خودخواهى از مفاهیم اسلامى و تعلیمات آن به دور افتادند. این سه جریان مخالف را پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) در سخنان خود به صراحت پیشبینى فرموده بود؛ ابو ایوب انصارى می گوید:
امر رسولالله(صلی الله علیه و آله) على بن ابى طالب(علیهالسلام) بقتال الناكثین و القاسطینو المارقین
پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) به على(علیهالسلام) دستور داد كه با سه گروه ناكثین و قاسطین و مارقین پیكار كند. خود حضرت نیز در خطبه شقشقیه با همین نام مخالفین خود را نام برده است: «فلما نهضت بالامر نكثت طائفه و مرقت اخرى و قسط آخرون…» هنگامى كه قیام به امر خلافت كردم جمعى پیمان خود را شكستند و گروهى به بهانه اى واهى سر از اطاعتم پیچیدند و از دین خدا بیرون پریدند و دسته دیگرى راه ظلم و طغیان را پیش گرفتند.»
تحلیل و بررسىعملكرد این سه جریان مخالف و موضع امام على(علیهالسلام) در برابر آنها نقش ارزندهاى در آگاهى امت اسلامى ما از جریانهاى مخالف و نیز الهامبخش نحوه برخورد با آنان خواهد بود.