ایران حرم است!


ــــــــــــــــــــــــــ
🔴👈آیا ما با سوادیم؟👉🔴
🔴⚠️👈 تعريف كلاسيك سواد، توانايی خواندن و نوشتن است.
اما بر اساس تعريف يونسكو، شخص با سواد فردی است که تمام پارامترها زير را در خود دارا است:
1⃣ سواد_عاطفی:
🔴⚠️👈 توانايی برقراری روابط عاطفی با خانواده، همسر و دوستان، به نحوی شایسته.
2⃣ سواد_ارتباطی:
🔴⚠️👈 توانايی برقراری ارتباط و تعامل با تمامی اعضای جامعه، شامل آداب معاشرت و روابط اجتماعی نیکو.
3⃣ سواد_مالی:
🔴⚠️👈 توانايی مديريت اقتصادی درآمد، یعنی دانش چگونگي پس انداز، سرمايه گذاری، و مديريت هزینه.
4⃣ سواد_رسانه_ای:
🔴⚠️👈اين كه بدانيم كدام رسانه ها معتبر و كدام نا معتبر است. یعنی توانايی تشخيص راستی و درستی اخبار و ديگر پيام های رسانه ای. و از کپی کردن و اشاعه مطالب نادرست پرهیز کنیم .
5⃣ سواد_آموزش_و_پرورش:
🔴⚠️👈 توانايی تربيت فرزندان به شکل شایسته.
6⃣ سواد_رايانه:
🔴⚠️👈توانايی استفاده از مهارت های هفت گانه ی رايانه یا ICDL، شامل مفاهيم پايه ی فن آوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رايانه، مديريت فايل ها، واژه پردازی و …
🔴⚠️👈 امروز، در قرن بیست و یکم، داشتن سواد خواندن و نوشتن، یا حتى اخذ مدرک دانشگاهی، دال بر با سواد بودن فرد نیست.
🔵⚠️👈به امید روزی که جامعه ما، سرشار از افراد باسوادی باشد که دارای تمام معیارهای_باسوادی را باشد.
سواد_عاطفی
سواد_رسانه_ای
سواد_رایانه
سواد_آموزش_و_پرورش
سواد_مالی
سواد_ارتباطی
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🔵
🔵 👇
ـــــــــــــــــــــــ
🔴👈شش اصل مدیریتی👉🔴
🔴⚠️👈 آیه 56 سوره مبارکه احزاب که معمولاً بعد از نمازهای جماعت هم قرائت میشود، تقریباً اکثر ما حفظ هستیم.
ان الله و ملائکته یصلون علی النبی …
🔴⚠️👈 در همین چند کلمه چند اصل_مدیریتی نهفته است که مرور میشود :
1⃣ دستور مدیر باید قاطعانه باشد. (اِنَّ)
2⃣ اول_خود_مدیر یا رئیس باید دستور را اجرا کند (خود خدای سبحان صلوات میفرستد / انَّ اللهَ)
3⃣ سوابق_دستور و امکان عملیاتی آن باید مشخص باشد (وَ مَلائِکَتهُ / فرشتگان که معصومند هم صلوات میفرستند)
4⃣ به زیردست باید ساده گرفت (یُصَلّون که فعل مضارع است نشان میدهد خدای سبحان دائم صلوات میفرستد اما به انسان دستور فرمود : صَلّوا یعنی حالا یک بار هم که شده صلوات بفرست!)
5⃣ دستور را باید مؤدبانه صادر کرد (کلاسِ یا اَیُّها الذین آمنوا از یا ایُّها النّاس یا مثلاً از یا بنی آدم و غیره بالاتر است)
6⃣ دستور باید جامعیت داشته باشد و بخشنامهها سوراخ نباشند! (هم صلّوا در زبان و هم سَلّموا “تسلیم باشید” در عمل و رفتار)
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🔵
🔵 👇
♨️ هوای وصال
در پيچ و تاب گيسوي دلبر، ترانه است
دل برده فدايي هر شاخ شانه است
جان در هواي ديدن رخسار ماه توست
در مسجد و کنيسه نشستن بهانه است
در صيد عارفان و ز هستي رميدگان
زلفت چو دام و، خال لبت همچو دانه است
اندر وصال روي تو اي شمس تابناک
اشکم چو سيل جانب دريا روانه است
در کوي دوست، فصل جواني به سر رسيد
بايد چه کرد؟ اين همه جور زمانه است
امواج حُسن دوست، چو درياي بيکران
اين مستِ تشنه کامْ غمش در کرانه است
ميخانه در هواي وصالش طرب کنان
مطرب به رقص و شادي و چنگ و چَغانه است
انتظار
دیوان_اشعار_امام
📕 آیهای که فقط نیمۀ اولش را بلدیم!
💠 کسی که عظمت خدا در دلش ننشسته باشد، وقتی از محبت خدا برایش بگویند، یکمقدار لذت میبرد، اما نمیتواند این محبت را پاسخ دهد.
💠 کسی که عظمت خدا در دلش وارد نشده، نمیتواند محبت خدا نسبت به خودش را درست درک کند و جواب این محبت را بدهد.
اگر بخواهیم محبت خدا را درک کنیم و این محبت در ما اثر بگذارد، اول باید عظمت خدا در دل ما بنشیند.
💠 یک آیۀ قرآن هست که نیمۀ اولش را همه شنیدهاند:
«اُدْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛ مرا بخوانید، جوابتان را میدهم.»
این قسمت از آیه را همه بلد هستند چون پر از مهربانی است، معمولاً همۀ ما هر چه آیۀ محبتآمیز هست بلدیم. اما بقیه این آیه را خیلیها بلد نیستند. چرا؟
💠 چون بقیۀ آیه از عظمت خدا صحبت میکند و میفرماید: «إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ؛
کسانی که نسبت به عبادت من تکبر وزرند، به زودی با کمال ذلت و خواری داخل جهنم خواهند شد.»
💠 این خداست که در جایجای قرآن از عظمت خود سخن میگوید.
به نظر شما اگر خدا از عظمت خودش سخن بگوید و عظمت خودش را نشان دهد، دیگر کسی طرف او نمیرود و عاشق او نمیشود؟
💠 اتفاقاً عشق به خدا از رؤیت عظمت مقام ربوبی آغاز میشود. چه کسانی خدا را ملاقات میکنند؟ «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ» هر كس از حضور در پيشگاه عزّ ربوبيت بترسد.
💠 حالا دوباره به معنای این آیه توجه کنید. خداوند ابتدا میفرماید: «اُدْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛ مرا بخوانید، من جوابتان را میدهم.» بعد بلافاصله میفرماید:
💠 «کسانی که تکبر کنند و درِ خانه من نیایند و از من چیزی نخواهند، اگر دیگران را عادی به جهنم میبرم، آنها را به خاطر تکبرشان، با خواری و ذلّت به جهنم خواهم برد.» در واقع معنایش این است: «من خدای تو هستم که دارم به تو میگویم مرا صدا بزن تا جوابت را بدهم، آنوقت تو سرت را پایین انداختهای و لال شدهای! یا اینکه اصلاً اعتنا نمیکنی و میروی؟» این نوع برخود، نشانۀ تکبر انسان نسبت به خداوند است.
💠 به مجلس ختم که میروی، وقتی بچهای سینی خرما را جلوی شما میگیرد و میگوید «بفرمایید»، بیاعتنا از کنارش رد نمیشوی، چون بیادبی محسوب میشود، هرچند طرف مقابل شما یک بچه است. اگر هم خرما نخواهی، برمیگردی میگویی: «خیلی ممنون. میل ندارم. تشکر.» بالاخره یک جوابی میدهی. حالا خداوند با آن عظمت و جلال، آمده جلوی شما و میفرماید: «از من چیزی بخواهید تا به شما بدهم!» اما تو سرت را پایین انداختهای و بیاعتنا رد میشوی؟ یعنی داری به خدا تکبر میکنی؟ محبت خدا را پس میزنی؟ بینیازی خودت را اعلام میکنی؟! خدا هم با کسی شوخی ندارد.
💠 میدانی چرا نمازی که تعقیبات نداشته باشد قبول نیست؟ چون خدا بعد از نماز به تو میفرماید: «بنده من نماز خواندی؟ از من حساب بردی؟ امر مرا اجرا کردی؟ احسنت! حالا تو یک دعای مستجاب پیش من داری، از من بخواه تا به تو بدهم.» بعد یک دفعهای خدا نگاه میکند میبیند که بندهاش بدون اینکه چیزی بخواهد، دارد از سر سجاده بلند میشود و میرود! این کار معنایش چیست؟ آیا بیاعتنایی به خدا نیست؟ آیا تکبر و اعلان استغناء و بینیازی از خدا نیست؟
💠 رسول اکرم(ص) فرمود: خداوند در مورد کسی که بعد از نماز تعقیبات نمیخواند و از خدا چیزی نمیخواهد، به ملائکهاش چنین میفرماید: «ملائکه من، این بندۀ مرا نگاه کنید. امر مرا انجام داد ولی از من حاجتی نخواست. انگار از من بینیاز است. نمازش را بگیرید و به صورتش بزنید»
اصلاً بندهای که به من نیاز ندارد، برای چه آمده امر مرا اجرا میکند؟ نکند با این کارش میخواهد بگوید «نه تو خدا هستی و نه من بندۀ تو هستم»؟!
💠 دعا نکردن و حاجت نخواستن در جایی که خداوند به ما فرموده است «اگر حاجتی بخواهید جوابتان را میدهم»، بیادبی نسبت به پرودگار عالم است.
ادامه_دارد…
📚 چگونه_یک_نماز_خوب_بخوانیم؟ / علیرضا پناهیان/ ص68-70
!
بسم الله الرحمن الرحیم
شبهه :
⁉️حاج آقا مسالة، برخی جدیدا می گویند که فیزیک وجود خدا را رد می کند !!
آیا این درست است ؟ آیا فیزیک خدا را اثبات می کند یا رد می کند؟
✅ پاسخ :
1⃣ علم فیزیک درباره موجودات غیر مادی بحث نمی کند
علم فیزیک مجموعه قوانینی است که درباره ماده و مادیات بحث می کند ولی خدا موجود مادی نیست، تا در قلمرو علم فیزیک قرار گیرد. یعنی خدا طول و عرض وحجم و جرم و …. را ( که نوعی نقص و محدودیت است ) دارا نیست .
پس هیچ گاه تنها و فقط با علم فیزیک نمیتوان خدا را اثبات کرد یا رد کرد .
2⃣ دلیل اثبات خدا نمی تواند کاملا فیزیکی باشد :
✅ اشکال دوم هم اینست که برخی دانشمندان که در صدد اثبات یا رد خدا نظریه داده اند فقط از علم فیزیک استفاده نکرده اند بلکه در برخی مقدمات از علم فیزیک استفاده کردند ، زیرا در مقدمات دیگر باید از علوم عقلی (منطق و فلسفه) استفاده کرد.
مثلا در این دلیل اثبات وجود خدا:
عالم منظم است
هر نظمی نظامی دارد
عالم نظامی دارد
مقدمه اول آن ( عالم منظم است ) را می توان از قوانین فیزیکی فهمید،
اما بقیه دلیل (چینش و موادمقدمات ) از علوم عقلی باید فهمیده شود ( منطق و فلسفه)
3⃣ اشکال به فیزیک دانان منکر خدا نظریه پردازی در غیر قلمرو فیزیک :
✅ آن دسته کوچک از فیزیکدانان که مدعی اند خدا وجود ندارد نظریه پردازی در غیر قلمرو علم فیزیک کرده اند و در واقعه ، با علم فیزیک منکر نشدند بله دارند از علوم عقلی دیگر استفاده می کنند .
پس با فیزیک منکر خدا نشده اند . که البته در حوزه همان علوم به آن ها پاسخ گفته شده که بحث ما نیست.
4⃣ بسیاری از دانشمندان فیزیک خدا را اثبات می کنند:
✅ در مقابل آن منکران اندک بسياري از فیزیک دانان معروف جهان در همان قلمرو فیزیک و در حد همان مقدمات که می توان با فیزیک اثبات شود خدا را با فیزیک اثبات می کنند و جواب منکران داده اند .
5⃣ فیزیک راهی برای پی بردن به نشانه خدا در طبیعت
✅ بسیاری از فیزیک دانان مشهور که قوانین های طبیعت و فیزیک را کشف کرده اند ،مانند :
گالیله، آمپر، مایکل فارادی ، کپلر و ….
نه تنها منکر خدا نشدند ، بله فیزیک را وسیله ای برای پی بردن به نشانه های خدا در طبیعت دانستند .
حتی جالب است که بدانید برخی خبرها می گویند که انیشتین پدر فیزیک جهان بعد از نامه نگاری با آیت الله بروجردی مسلمان شد . ( البته به دلیل در دست نبودن نامه ها ، دفتر این مرجع این موضوع را تایید نکردند ولی گفتند با توجه به شاگر ایشان دکتر حسابی که هم با آیت الله بروجردی و هم با انیشتن ارتباط داشت امکانش وجود دارد )
_________________