ایران حرم است!


راهکار هایی برای تقویت استقلال یک دانش آموز ابتدایی👇👇👇
برای ایجاد روحیه استقلال در کودک دبستانی خود، از راهکارهای ذیل استفاده کنید:
1. برنامه ریزی درسی: با نظر خودش، برنامه ای درسی را تنظیم کنید تا براساس آن، امور مربوط به مدرسه را انجام دهد و مجبور نباشید دائم در این مسأله دخالت کنید و او را متکی به خودتان بار آورید.
2. رفت و آمد به مدرسه: در صورت امکان( نزدیکی راه، امنیت، خیابان، دوستان خوب و…) اجازه دهید خود به مدرسه برود و از همراهی او بپرهیزید.
3. اردوها در صورت اطمینان از مراقبت مربیان در اردوها، او را از رفتن به اردو منع نکنید. با توجه به انجام امور شخصی در اردو، استقلال او تقویت خواهد شد.
4. جمع همسالان: با فرض داشتن همسالان خوب، اجازه دهید زمانی را با آنان باشد. حتی می تواند گاهی شب را نیز در منزل دوستان خوب و نزدیکان قابل اعتماد بماند.
5. خرید وسایل شخصی: فرزند شما در سنی است که می تواند برخی از وسایل مورد نیاز خود ( لوازم التحریر، جوراب، نوار کاست، لوح های فشرده، وسایل زینتی اتاق خود و…) را خود و بدون حضور شما بخرد. این عمل در استقلال او بسیار مؤثر است.
6. اعطای حق انتخاب: به او اجازه دهید انتخابگر باشد. شما می توانید در مسائل گوناگون زندگی، چند گزینه خوب را در اختیارش قرار دهید تا یکی را برگزیند.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
چـنـد توصیـه
أ. در حضور او، درباره اش با دیگران فراوان سخن نگویید. این رفتار باعث می شود خود را بنده زر خرید شما بداند.
ب. وقتی از شما درباره مسأله ای نظر می خواهد، بی درنگ نظر ندهید. ابتدا بگویید: نظر خودت چیست؟! اگر نظر خوبی داشت، بگویید نظر من هم همین است و اگر نظر مناسبی نداشت، نظر دهید؛ ولی نظر او را هم به طور کامل رد نکنید.
ج. وقتی نظری می دهد ( به ویژه در جمع) هرگز با جمله هایی از قبیل این که « کسی از تو نظر نخواست»یا « این مطلب به بچه ها مربوط نمی شود» و… او را خجالت زده نکنید.
د. هنگامی که از مدرسه، اردو، منزل نزدیکان یا برنامه ای تفریحی برمی گردد، او را سؤال پیچ نکنید که آیا خوش گذشت؛ مربیان چه کسانی بودند؛ چه کارهایی انجام دادید و… فقط کافی است به او خسته نباشید بگویید ( در صورتی که خودش مایل بود درباره برنامه هایش سخن بگوید، با علاقه مندی به سخنانش گوش دهید).
👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌
♦️كودك وابسته و بدون اعتماد بنفس تربيت نكنيد:
وقتی همه کارهای کودک را بهش یادآوری می کنیم
🔺مشقاتو نوشتی؟
🔺جورابتو درآوردی؟
🔺کتابهای فرداتو برداشتی؟
🔺دستشویی نداری؟ خودتو خیس نکنی…
🔸این بچه ها وابسته به تذکرات شما می شوند و تا به آنها یادآوری نشود کارهایشان را انجام نمیدهند
وباید دایم آنها را هُل داد👉
باید پذیرفت که در برخی از زندگیها قناعت، مفهوم غریبهای شده و در برخی از زندگیها هم توقعات به قدری بالا رفته که قناعت که گنج تمام ناشدنی است، از معنای حقیقی خود فاصله گرفته است.
نیازهای کاذب در زندگیها رسوخ کرده؛ نیازهایی که عدم پاسخگویی به آنها هیچ اتفاقی را در زندگی تولید نمیکند:
امسال باید مبلمان خانهام را نو کنم. پردۀ آن چنانی باید در خانه نصب کنم. تلویزیونlcd باید در خانه بیاورم. تلفن همراهم باید آن چنان باشد. در مهمانیهای ویژه؛ مثل عروسی نباید لباس تکراری بپوشم. مدل ماشینم را باید بالا ببرم. در مهمانیهایم باید چند نوع غذا باشد. دکوراسیون خانهام باید به روز باشد و … .
اینها همه نیازهای کاذبی است که اگر در خانه نباشد، هیچ اتفاق خاصی نمیافتد و در شب اول قبر هم کسی نخواهد پرسید که چرا دنبال اینها نرفتی؛ اما حالا که تبدیل شده به نیاز، من برای به دست آوردن آن دیگر شب و روز نمیشناسم و اگر آن را به دست نیاورم احساس کمبود میکنم.
وقتی این نیازها در عرصۀ چشم و همچشمی بیفتد، عطش انسان برای به دست آوردن آن دوصد چندان میشود. تأمین پول برای پاسخگویی به این نیازها لازمههایی دارد؛ مثل این که پدر باید دو شیفته کار کند و مادر هم باید شاغل شود؛ این هم یعنی کمگذاشتن از وقت تربیت فرزند و پرداختن به نیازهای کاذب.
[کتاب منِ دیگرِ ما]
استاد عباسی
زماني كه از محروميت براي تنبيه فرزند خود استفاده ميكنيد، مثلا تماشاي تلويزيون را ازدست ميدهد چون خواهر خود را كتك زده است، كودك بايد بداند رفتار او مورد تنبيه قرار ميگيرد نه خود او،و فقط قرار است يكبار كودك را تنبيه كنيد،پس داد زدن،غرزدن، شكايت پيش همسر بردن و حرف زدن در مورد كار اشتباهش بعد از محروميت ممنوع است.
قرار است محكم اما مهربان با فرزندتان برخورد كنيد،تنبيه منصفانه باشد،به او قبلا آموزش كار درست را داده ايد،كودك بالاي چهارسال دارد وبه او حق دفاع از خود را قبل از تنبيه بدهيد.
احترام_به_جسم
متأسفانه خودشيفتگي يك بيماري در جامعة ما است و بچه هاي ما به سرعت در اين مسير طي مي كنند ، درست مثل تيزهوشي . زماني انسان بايد متوجه شود زيبا است كه قدرت صحيح استفاده از اين زيبايي را داشته باشد. و همينطور در مورد تيزهوشي .
در كشورهاي اروپايي كودكان تيزهوش را فقط معلم و مسئولين مدرسه مي شناسند حتي به والدينش هم نمي گويند تا رفتار طبيعي اين كودك از او گرفته نشود و ارتباطش با همسالانش دچار اختلال نشود. ميانگين نمرهاي آن ها را از ميانگين كلاس پايين تر مي گيرند تا مغرور و خودشيفته نشوند ؛ وقتي وارد دانشگاه شدند به آنها گفته خواهد شد كه از هوش بالايي برخوردارند چون به مرحله اي رسيده اند كه ديگر توانائي و قدرت استفاده از اين خصوصيت را دارند .
اما متأسفانه ما در ايران بچه های 6 و 8 ساله را كه حتي تيزهوش نيستند با يك سري ضوابط اشتباه برچسب تيزهوش مي زنيم و به همه ي جنبه هاي زندگي اين كودك آسيب مي رسانيم .
[استادسلطانی]