ایران حرم است!


💦💦💦💦💦💦💦
💦
💦
💠اگر بندگان وقتی چیزی را نمی دانستند،
(از اظهار نظر یا انجام آن چیز) باز می ایستادند، کافر و گمراه نمی شدند.
👤 امام علی علیه السلام
لو أنّ العباد حینَ جهلوا وقفوا، لم یکفروا و لم یضلّوا.
📚 غررالحکم، حدیث ۷۵۸۲
🔰💠🔰
💠🌐
آیا دوست دارید در دنیا و آخرت رسوا نشوید و خدای ستارالعیوب عیبتان را بپوشاند؟
۱- هر گاه از مسلمانی در نزد شما غیبت کردند، و شما قدرت دفاع داشتید، از او دفاع کنید.
📚 المواعظ، ترجمه عطاردی، ص۴۴
۲- دنبال عيوب مردم نباشید، زيرا هرکس دنبال عیوب مردم باشد، خداوند عيوب او را دنبال كند، و هر كه خداوند عيبش را دنبال كند رسوايش كند.
📚 کافی، ج۲، ص۳۵۴
۳- مومنی که برادر دینی خود را خوار می کند در حالی که قدرت دارد او را یاری کند، خدای متعال در دنیا و آخرت خوارش می کند.
📚 امالی صدوق، ص۴۸۶
۴- امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید.
📚خصال، ج۱، ص۴۲
۵- اگر ظاهر مومنانه دارید، معصیت نکنید.
📚 امالی صدوق، ص۲۱۰
۶- بدون اجازه داخل خانه دیگران را نگاه نکنید.
📚 ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۸۲
۷- در راه تبلیغ دین زحمت بکشید و مردم را به عبادت او راهنمایی کنید.
📚 ارشادالقلوب، ج۱، ص۱۶۶
۸- دین را وسیله زندگی و ریاست خود قرار ندهید.
مشکاة الانوار، ص۱۳۵
۹- مرد و زن مومنی را بخاطر فقر و نداری خوار نکنید.
📚صحیفه الامام رضا، ص۹۶
۱۰- مردم را مسخره نکنید.
📚آداب معاشرت از دیدگاه معصومین،ج۲، ص۱۴۴
🔰💠🔰
💠🌐
روایتی داریم از پیامبر اکرم که از طرق مختلفی نقل شده و در حد تواتر است و آن اینکه:«اعْبُدِ اللَّهَ کَأَنَّکَ تَرَاهُ، فَإِنْ کُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ یَرَاکَ»، یعنی خدای متعال را چنان عبادت کن که گویا او را می بینی، و اگر تو او را نمی بینی او که تو را می بیند.
این روایت درباره حضور قلب است. بسیار سوال می شود که ما چگونه می توانیم در نماز و در غیر نماز حضور قلب داشته باشیم و خدای متعال را ناظر بر احوالمان بدانیم؟
برخلاف پاسخ هایی که تابحال به این سوال شنیدید، بنده می خواهم یک راهکار عملی ارائه کنم. این راهکار از افادات آیت الله مصباح یزدی است.
ایشان یک وقتی فرمودند راه تحصیل حضور قلب استفاده از قوه تخیل است به این صورت که در اتاق خلوتی بنشینید و تصور کنید که یک انسان دیگری مواظب شماست و حرکات شما را زیر نظر دارد و شما او را نمی بینید. با خود فکر کنید که رفتارتان هنگامی که این شخص مواظب شماست با هنگامی که کسی مواظب شما نیست یکسان است؟
کمی بیشتر بیاندیشید که اگر سرنوشت شما دست این شخص باشد و مایل باشید در نزد او عزیز باشید و او شما را دوست بدارد رفتارتان چگونه خواهد بود؟ آیا می توانید به کلی از او غافل شوید و به کار دیگری مشغول شوید؟
این فکر را اگر ملکه کنید به جایی می رسید که جز خدای متعال در نظرتان نخواهد بود و همه عالم را محضر او خواهید یافت و آثار حیا در مقابل خدا در وجودتان آشکار خواهد شد.
🔰💠🔰
💠🌐
دو مفهوم ولایتپذیری و ولایتمداری که از عناصر اصلی گفتمان سیاسی تشیع در زمان معاصر محسوب میشوند، بعضاً به صورت مشترک و برای انتقال یک رفتار یا یک مفهوم استفاده میشوند. به ظاهر هر دو واژه، کاربرد یکسان دارند و برای انتقال یک مفهوم که همانا تبعیت از ولایت است، استفاده میشوند اما دقت در مفاهیم مذکور نشان میدهد آنان مترادف هم نیستند و هر کدام مؤید یک رفتار مشخص در مواجهه با توصیهها یا فرامین ولایتاند. در نحوه مواجهه با ولایت قطعاً واژه ولایتمداری دارای جوهره ارزشی بیشتری است. ولایتمداری به این معنی است که صدر تا ذیل عمل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی با اشاره به نگاه رهبری انجام میشود، به عبارت بهتر اراده شخصی در حوزههای ذکر شده حتی در حوزه شخصی هیچ دخالتی در انتخاب مسیر ندارد. شخص ولایتمدار گوش به فرمان است و اشارههای ولی را دنبال میکند. فرد ولایتمدار قبل از هر حرکت اجتماعی و سیاسی به دنبال حجتی میگردد تا رفتار خود را به ولایت ارجاع دهد. فرد ولایتمدار سراپا گوش است و در مقابل این سؤال که اگر این مسیر اشتباه بود، چه میکنی؟ پاسخ خواهد داد که اگر از منظر الهی قصوری باشد به ما برنمیگردد زیرا ما گردن به فرمان ولی گذاشتهایم و هم او در پیشگاه الهی پاسخگو است. ولایتمداری شاخصی برای نگرش اعتقادی به ولایت فقیه درعصر غیبت نیز محسوب میشود.اما ولایتپذیری قدری با ولایتمداری متفاوت است. ولایتپذیر به کسی میگویند که براساس عقل و تدبیر و فهم خود عمل میکند اما اگر در حین انجام کار احساس کند تعارضی با فرمان ولی پیش آمده، خود را اصلاح میکند و بین نظر خود و نظر ولی، فرمان ولی را اولی میداند و تدبیر خود را به حاشیه میراند. در ولایتپذیری دسته دومی نیز وجود دارد. این دسته کسانی هستند که نگاه اعتقادی به ولایت ندارند بلکه مبنای احترام و تکریم ولایت را به جایگاه قانونی آن در قانون اساسی ارجاع میدهند. آنان بر این باورند که: ما جنبه قدسی، کشفی و فراقانونی برای ولی فقیه قائل نیستیم اما چون رهبری در قانون اساسی آمده، لاجرم قبول داریم و محترم میشماریم. این دسته یک تفاوت اساسی با ولایتپذیران دسته اول دارند. تفاوت آن است که این دسته بین فرمان یا توصیه رهبری و دیدگاه خود بلافاصله از نگاه خود عدول نمیکنند، بلکه با ارجاع دو نظر به عقلانیت و ضمن توجه به منافع و ضرر آن، یکی را انتخاب میکنند. بسیاری از روشنفکران تحصیلکرده در مواجهه با دیدگاههای ولایت در این گزینه گرفتار میآیند زیرا با حذف نگاه اعتقادی از ذهنیت خویش، دیگر حجتی برای تمکین مطلق نمییابند. میتوان نحوه مواجهه موسوی با انتخابات 1388 بهرغم دیدگاهها و توصیههای رهبری را به عنوان نمونهای بارز برای این دسته برشمرد.
در یک تقسیمبندی دیگر میتوان دو واژه «مولوی» و «ارشادی» که این روزها مجدداً نقل برخی مجالس و نوشتارها و محاورهها شده است را با دستهبندی قبلی انطباق داد. ولایتمداران همه فرامین و توصیههای رهبری را مولوی میدانند و الزاماً دوگانه مذکور را باطل میدانند، اما ولایتپذیران تلاش میکنند توجیهات خود را با ارشادی خواندن فرمان یا توصیه به تصمیم تزریق نمایند و بتوانند بین دیدگاههای خود و رهبری حاصل جمع ببندند. همسویی و هماهنگی با ولایت میتواند در سه سطح رواشناسی نیز بررسی شود، این سه سطح عبارتند از: 1 ـ درونی کردن (اعتقادی) 2 ـ همرنگی 3 ـ تبعیت. مورد اول جنبه اعتقادی دارد (ولایتمداری) اما دو مورد بعدی برای پاداش یا فرار از تنبیه و برای پیشگیری از سرزنش و فشار اجتماعی صورت میگیرد اما اعتقاد راسخی پشت آن نیست. امروز هر دو رویکرد در جامعه ایران وجود دارد و سطوح ولایتپذیری و اصل ولایتمداری طرفداران خاص خود را دارد، اما نگاهی که ولایت فقیه را نه امری قانونی بلکه در امتداد استمرار معصومین (ع) میداند اصل را بر ولایتمداری قرار میدهد و برای خود شأن و منزلتی که متمایزکننده باشد، قائل نیست.
پایگاه اطلاع رسانی جوان
باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان
_استفتائات_امام_خامنه_ای_مدظله_العالی
_خمس_و_عیدی
🔷س 930: دولت در ایام عید به کارمندان خود اجناسی را به عنوان عیدی داده که مقداری از آن تا سر سال باقی مانده است. با توجه به اینکه عیدی کارمندان خمس ندارد، ولی چون ما در برابر این اجناس مقداری پول پرداخت کردهایم، لذا آنچه به ما داده میشود هدیه به معنای دقیق آن نیست، بلکه با قیمت کمتری در برابر عوض داده شده است، آیا خمس آن مقدار از کالا که در برابر آن پول پرداخت شده، باید داده شود؟ یا اینکه باید قیمت واقعی آن در بازار آزاد محاسبه و خمس آن پرداخت شود؟ و یا چون عیدی است، هیچگونه خمسی ندارد؟
✅ج: در فرض مذکور نظر به اينکه قسمتی از اجناس در واقع از سوی دولت مجانی به کارمند داده میشود و در برابر قسمتی پول دريافت میکنند، فلذا از کالای باقیمانده به نسبت مقداری که پول در برابر آن پرداخت نمودهايد، واجب است که خمس قيمت فعلی آن را بپردازيد.
🔰💠🔰
💠🌐