🔅علامه #مصباح یزدی:شيعه بودن و تحت ولايتِ امام زمان(عليه السلام) قرار گرفتن فقط با ادّعا ثابت نمى شود. ما با شناسنامه، شيعه نمى شويم.

   سه شنبه 5 اردیبهشت 1396نظر دهید »

 🔅حقيقتِ شيعه بودن براى امام زمان (عليه السلام)
#علامه_مصباح_یزدی:
↙️🔻شيعه بودن و تحت ولايتِ امام زمان(عليه السلام) قرار گرفتن فقط با ادّعا ثابت نمى شود. ما با شناسنامه، شيعه نمى شويم. ما در اسم و عنوان شيعه ايم؛ امّا امامان (عليهم السلام) چقدر تشيّع ما را قبول دارند؟ وجود مقدّس امام زمان(عليه السلام) تا چه حد ما را شيعه و پيروِ حقيقى خويش مى‌داند؟ آن‌ها تابع شناسنامه ما نيستند. چه بسا كسانى كه نام شيعه ندارند؛ امّا نزد امام زمان ارواحنا فداه از بسيارى افراد كه عنوان تشيّع را دارند، عزيزترند.

   سه شنبه 5 اردیبهشت 1396نظر دهید »

یکی از جوانب شخصیتی امام موسی کاظم علیه السلام که تا حدودی مورد غفلت قرار گرفته است، شاگردپروری و تربیت دانشمندان اسلامی توسط ایشان است. عصر امام کاظم علیه السلام مصادف بود با گسترش آراء و مکاتب گوناگون فکری و در این میان لازم بود، مکتب تشیّع همانند زمان امام صادق علیه السلام، پویایی و تحرک خویش را برای مقابله با انحرافات فکری و عقیدتی حفظ کند.

 

 امام کاظم علیه السلام هم خود شخصاً وارد بحث با مخالفین می شد و هم اصحاب خویش را تشویق و تربیت می کرد، تا نظرات اهل بیت علیهم السلام را در میان مردم منتشر کنند. در این مقاله، با معرفی اجمالی یکی از شاگردان مبرّز امام موسی کاظم علیه السلام، فرازهای کوتاهی از یکی از روایات منقول از این شاگرد ممتاز مکتب اهل بیت علیهم السلام، شرح داده خواهد شد.

 

هشام بن حکم، اسطوره مناظره
یکی از قوی ترین و برجسته ترین شاگردان تربیت یافته در مکتب اهل بیت علیهم السلام در عرصه کلام و عقاید استدلالی، «هشام بن حکم» بود. وی در بین دانشمندان فرَق مختلف اسلام در زمان خود، مشهور به فضل و دانش و تخصص در علوم عقلی و نقلی و مهارت و زبردستی در مناظره و مجادله بود و همگان او را به استادی در بحث و مناظره قبول داشته و از مناظره ی با وی بیمناک بودند. ابوالهزیل یکی از علمای متبحر و پرآوازه معتزلی که در فن مجادلات کلامی، کمتر کسی یارای برابری با وی را داشت، از هیچ کس جز هشام بن حکم، در بحث و جدال و مناظره بیم نداشت. 1

 

هشام بن حکم،افسر ارشد سپاه علمی شیعه
هشام بن حکم یکی از افسران ارشد علمی حضرت امام صادق علیه السلام و فرزند بزرگوارشان امام موسی کاظم علیه السلام بود. مرحوم طبرسی در کتاب “اعلام الوری” در روایتی مفصل از مناظره اصحاب امام صادق علیه السلام با یک مرد شامی چنین نقل می کند:

«روزی در مکه هشام بن حکم خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شد در حالی که فضلا و دانشمندان بنام شیعه از قبیل حمران اعین شیبانی 2 و محمد بن نعمان 3 و هشام بن سالم 4 و قیس ماصر 5 در مجلس شرف حضور داشتند. با اینکه همگان از نظر سن از او بزرگتر بودند حضرت او را مقدم بر همه فرموده و در صدر مجلس و بالاتر از همه نشانید. این تفضیل بر آنان گران آمد. وقتی امام از چهره های حاضرین ملتفت این مطلب شد، فرمود «هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده» این جوان با دل و زبان و دست یعنی با تمام قوا ما را یاری می کند. 6

 

هشام بن حکم، نماینده امام معصوم
پس از شهادت امام صادق علیه السلام، هشام نزد حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام رفت و تحت تربیت و ارشادات ایشان قرار گرفت. وی علاوه بر برخورداری از جایگاه ممتاز علمی در بین اصحاب امام کاظم علیه السلام، از کارگزاران مورد اعتماد و خصوصی ایشان نیز به شمار می رفت. حسن بن علی بن یقطین، فرزند شاگرد ممتاز و کارگزار امین امام علیه السلام که به دستور ایشان در دستگاه هارون الرشید، متصدی منصب وزارت بود چنین نقل می کند:


“هر گاه موسی بن جعفر علیهماالسلام چیزی برای رفع نیازمندی های شخصی یا امور دیگری که مرتبط با خود حضرت بود، لازم داشت به پدرم (یعنی علی بن یقطین) نامه می نوشت که فلان چیز را خریداری یا تهیه کن و باید متصدی این امر هم «هشام بن الحکم» باشد. “7

 

شاگردان امام موسی کاظم(ع),امام موسی کاظم(ع), هشام بن حکم

یکی از برجسته ترین شاگردان تربیت یافته در مکتب اهل بیت (ع) «هشام بن حکم» بود

 

درس عاقلانه امام موسی کاظم به شاگردش
در فصل اول کتاب شریف کافی با عنوان “کتاب العقل و الجهل” حدیث طولانی و مفصلی از امام کاظم علیه السلام در مورد مساله عقل نقل شده است و مخاطب حضرت در این روایت، هشام بن حکم است که متخصص علوم عقلی و استدلالی است. در این مجال کوتاه به توضیح و شرح بخش کوتاهی از این روایت ژرف و قابل تامل بسنده خواهیم نمود. 8


حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام خطاب به هشام می فرماید: “ای هشام، خدا اهل فهم و عقل را در قرآن بشارت داد و فرمود: «فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذینَ یَسْتَمِعونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعونَ احْسَنَهُ  ؛ 9پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروی می کنند.»”


در این آیه شریفه به یکی از کارکردهای مهم عقل یعنی تجزیه و تحلیل و غربال کردن، اشاره شده است. و اتفاقا وجه تمایز انسان و حیوان هم همین مساله است. بوعلی سینا جمله معروفی دارد: “هر كس كه عادت كرده حرف را بدون دلیل قبول كند، او از لباس آدمى بیرون رفته"؛ یعنى آدم حرف را بدون دلیل نمى پذیرد. ولی به عقل تنها هم نباید اکتفا کرد، عقل را باید با علم توأم کرد.

 

امیرالمومنین علیه السلام در روایتی می فرماید: «العلم مصباح العقل ،10 علم و دانش چراغ روشنی بخش عقل است.» عقل بدون علم جلوی پای خود را نمی بیند و نمی تواند پیش برود همچنانکه چشم انسان در تاریکی قدرت دیدن اشیاء پیرامونی اش را ندارد. به تعبیر دیگر، علم مواد خام اولیه ای است که بوسیله دستگاه فطری و خدادادی عقل، تجزیه و تحلیل می شود و این دستگاه بدون دریافت مواد اولیه معطل و بی مصرف باقی می ماند.

 

به همین جهت امام کاظم علیه السلام در ادامه می فرماید: “یا هِشامُ! ثُمَّ بَینَ انَّ الْعَقْلَ مَعَ الْعِلْمِ.” عقل باید با علم توأم باشد، و لذا خداوند در قرآن فرمود: «تِلْک الْامْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ وَ ما یعْقِلُها الَّا الْعالِمونَ، ما این مَثَلهای تاریخی را ذکر می کنیم، اما درک نمی کنند اینها را مگر عالمان.» یعنی اول باید انسان عالم باشد، مواد خام را فراهم کند و بعد عقل تجزیه و تحلیل نماید.

 

سپس حضرت مسئله تقلید را مطرح می کند. مثل معروفی است که می گویند: “خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو". در انسان تمایل به اینکه همرنگ جمع شود زیاد است. این تمایل درونی، زمانی خطرناک می شود که ملاک حق و باطل و تشخیص سره از ناسره قرار بگیرد و منجر به تعطیلی قوه عاقله ٓیعنی همان وجه تمایز بین انسان و حیوان ٓ بشود.

 

عقل، گردو، گوهر
امام کاظم علیه السلام خطاب به هشام می فرماید: “قرآن کثرت را مذمت کرده است آنجا که می فرماید: «وَ انْ تُطِعْ اکثَرَ مَنْ فِی الْارْضِ یضِلّوک عَنْ سَبیلِ اللَّهِ انْ یتَّبِعونَ الَّا الظَّنَّ وَ انْ هُمْ الّا یخْرُصونَ» اگر اکثر مردم را پیروی کنی تو را گمراه می کنند؛ چون اکثر مردم تابع عقل نیستند، تابع گمان و تخمین اند، همینکه چیزی در خیالشان پیدا می شود دنبالش می روند.

 

در کلام نورانی امیرالمومنین علیه السلام آمده است که «لا تستوحشوا فی طریق الهدی لِقِلَّة اهله؛ 11 اگر در اقلّیّتید و همه یا اکثریت مردم دنیا با شما بدند و راهتان را قبول ندارند، وحشت نکنید و از راه برنگردید.» وقتی راه درست را تشخیص دادید، با همه ی وجود آن را بپیمایید.


امام کاظم علیه السلام در دنباله می فرماید: “ای هشام! به حرف و تشخیص مردم اعتنا نکن؛ باید تشخیص، تشخیص خودت باشد. ای هشام! اگر در دست تو یک گردو باشد و هر کس به تو برسد بگوید: به به! چه گوهر گران بهایی! وقتی که می بینی گوهر نیست، کلام آنها هیچ نفعی به حال تو ندارد و گردو را برای تو گوهر و لؤلؤ نمی کند. اگر هم در دست تو گوهری باشد و همه مردم به این گوهر گفتند گردو، تو تابع تشخیص و عقل و فکر خودت باش. تا زمانی که می دانی آنچه در دست توست، گوهری گرانبهاست، حرف مردم ضرری به تو نخواهد رساند و گوهر تو را تبدیل به گردو نمی کند.”

 

بهشت در ازای گوهری گرانبها
یکی از تطبیقات این فراز از کلام حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام، شناخت گوهر گرانبهای وجودی خود است. کسی که این گوهر با ارزش را شناخت حاضر نیست آن را در برابر هر چیزی معامله کند. در فرازی از همین روایت، امام کاظم علیه السلام از جد بزرگوارشان امام سجاد علیه السلام چنین نقل می فرماید:

 

«أ و لا حرّ یدع هذه اللّماظة لأهلها؟» آیا آزاده ای نیست که این متاع پست دنیا را، این لماظه یعنی آب بینی یا دهان حیوان پستی را جلوی اهلش بیندازد؟ «فلیس لأنفسکم ثمن الّا الجنّة فلا تبیعوها بغیرها»؛ قیمت شما فقط بهشت است. یعنی بحث معامله و بده بستان است. اگر کسی می خواهد آن لماظه را ببرد باید نفس و هویت و شخصیت خود را بدهد. ولی شما بدانید که ارزش و قیمت شما بهشت است. بفهمید که چه لؤلؤ و گوهر گرانبهایی را در اختیار دارید. مراقب باشید آن را به ثمن بخس نفروشید.

 

———————————————–
پی نوشت:
1. تاریخ علم كلام، شبلی نعمانی، ص 31
2 . اسباط بن سالم می گوید: موسی بن جعفر علیهما السلام فرمود: در قیامت ندا می دهند حواریون (یاران نزدیک) پیامبر خدا محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله که پیمان خویش نشکستند و با همان پیمان از جهان رخت بربستند کجایند؟ سلمان و ابوذر و مقداد بر می خیزند. آنگاه یاران نزدیک و ویژه ی یکایک امامان را فرا می خوانند و افرادی خاص بر می خیزند تا آنکه یاران خاص امام پنجم و امام ششم را می طلبند، عبدالله بن شریک عامری، زرارة بن اعین، برید بن معاویه، محمد بن مسلم، ابوبصیر مرادی، عبدالله بن ابی یعفور، عامر بن عبدالله، حجر بن زایده و حمران بن اعین بر می خیزند. رجال کشی، ص9
 3 . ملقب به مومن طاق، یکی از ثقات و برجستگان اصحاب امام صادق علیه السلام.
4  . از اصحاب خاص امام صادق و امام موسی بن جعفر علیهماالسلام. وی از معدود کسانی است که در توثیق او در کتب رجالی، دو مرتبه کلمه ثقه به کار برده شده است.
5. عالم متکلم و یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام.
6. إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القدیمة)، النص، ص: 281
 7 . رجال الكشی ،ص:269
8  . الکافی (ط.الاسلامیه) ج 1 ص 13
 9. زمر 20
10  . غرر الحکم، ص85
منبع : tebyan.net
11. نهج البلاغه، صبحی صالح، حکمت201




برگرفته شده از

http://www.beytoote.com/religious/bozorgan-din/musa3-kazim2-student.html?m=1

   یکشنبه 3 اردیبهشت 13963 نظر »

گوشه اي از زندگاني امام موسي كاظم سلام الله عليه

ابو الحسن موسى بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثنى عشر عليهم السلام و نهمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است . آن حضرت در ابواء(منزلى ميان مكه و مدينه) در روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ه.ق. متولد شد. به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الكاظم گرديد.

كنيه آن حضرت ابو ابراهيم بوده ولى به ابو على نيز معروف بوده‏اند.مادر آن حضرت حميده كنيزى از اهل بربر(مغرب) يا از اهل اندلس(اسپانيا) بوده است و نام پدر اين بانو را «صاعد بربرى» گفته‏اند.حميده به «حميدة البربرية» و «حميدة المصفاة» نيز معروف بوده است.برادران ديگر امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج بوده‏اند.

امام موسى الكاظم(ع) هنوز كودك بود كه فقهاى مشهور مثل ابو حنيفه از او مسأله مى‏پرسيدند و كسب علم مى‏كردند.بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق(ع) (148 ه.ق.) در بيست سالگى به امامت رسيد و 35 سال رهبرى و ولايت شيعيان را بر عهده داشت.

قد متوسط و رنگ سبزه سير و محاسن انبوه داشت. نقش نگينش «حسبي اللّه» و به روايتى «الملك للّه وحده» بود.

در زمان حيات امام صادق(ع) كسانى از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولى كسانى مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند. پس از وفات حضرت صادق(ع)عده‏اى از اينان چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند، پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مى‏دانند و سپس پسرش را و … به تفصيلى كه در كتب اسماعيليه مذكور است.

پس از وفات حضرت صادق(ع) بزرگترين فرزند ايشان عبد اللّه نام داشت كه بعضى او را عبد اللّه افطح مى‏دانند. اين عبد اللّه مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق(ع)را نداشت و به قول شيخ مفيد در ارشاد متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاى امامت كرد و برخى نيز از او پيروى كردند. اما چون ضعف دعوى و دانش او را ديدند روى از او برتافتند و فقط عده قليلى از او پيروى كردند كه به فطحيه موسوم هستند.

اسحاق برادر ديگر امام موسى الكاظم(ع) به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود و امامت برادرش موسى كاظم(ع)را قبول داشت و از پدرش روايت مى‏كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است. برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردى سخى و شجاع و از زيديه جاروديه بود و در زمان مأمون در خراسان وفات يافت.

اما جلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع حضرت امام موسى كاظم(ع) به قدرى بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق(ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسيارى از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق(ع)مانند مفضل بن عمر جعفى و معاذ بن كثير و صفوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت موسى الكاظم(ع)را از امام صادق(ع)روايت كرده‏اند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.

حضرتش در علم و حلم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگى ضرب المثل بود. بدان و بدانديشان را با عفو و احسان بى‏كران خويش تربيت مى‏فرمود. شب ها به طور ناشناس در كوچه‏هاى مدينه مى‏گشت و به مستمندان كمك مى‏كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه‏ها مى‏گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مى‏كرد. كيسه‏هاى موسى بن جعفر در مدينه معروف بود و اگر به كسى يك صره (كيسه) مى‏رسيد بى‏نياز مى‏گشت. مع ذلك در اتاقى كه نماز مى‏گزارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزى نبود.

مهدى خليفه عباسى امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابى كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهى نمود و به مدينه‏اش بازگرداند. گويند كه مهدى از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش خروج نكند. اين روايت نشان مى‏دهد كه امام كاظم(ع)خروج و قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمى‏دانسته است.

ايشان با آن كه از جهت كثرت عبادت و زهد به «العبد الصالح» معروف بوده‏اند به قدرى در انظار مردم مقامى والا و ارجمند داشته‏اند كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهرى نيز مى‏دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدى به حبس او فرمان داده است.

زمخشرى در ربيع الابرار آورده است كه هارون فرزند مهدى در يكى از ملاقات ها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت، وقتى اصرار زياد كرد فرمود مى‏پذيرم به شرط آنكه تمام آن ملك را با حدودى كه تعيين مى‏كنم به من واگذارى. هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه و حد چهارمش كناره دريا تا ارمينيه و خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براى ما چه چيز باقى مى‏ماند؟ امام فرمود: مى‏دانستم كه اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را به ما مسترد نخواهى كرد (يعنى خلافت و اداره سراسر كشور اسلام حق من است). از آن روز هارون كمر به قتل موسى بن جعفر(ع)بست.

هارون در سفرش به مدينه هنگام زيارت قبر رسول اللّه(ص) در حضور سران قريش و رؤساى قبايل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام عليك يا رسول اللّه، السلام عليك يا ابن عم، و اين را از روى فخر فروشى به ديگران گفت. امام كاظم(ع) حاضر بود و فرمود: السلام عليك يا رسول اللّه، السلام عليك يا ابت (يعنى سلام بر تو اى پدر من). مى‏گويند رنگ هارون دگرگون شد و خشم از چهره‏اش نمودار گرديد.

درباره حبس امام موسى(ع)به دست هارون الرشيد، شيخ مفيد در ارشاد روايت مى‏كند كه علت گرفتارى و زندانى شدن امام، يحيى بن خالد بن برمك بوده است. زيرا هارون فرزند خود امين را به يكى از مقربان خود به نام جعفر بن محمد بن اشعث كه مدتى هم والى خراسان بوده است سپرده بود و يحيى بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفر بن محمد بن اشعث را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيى و برمكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قائل به امامت امام موسى(ع)، و يحيى اين معنى را به هارون اعلام مى‏داشت. سرانجام يحيى بن خالد، پسر برادر امام را به نام على بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويى كند.

مى‏گويند امام هنگام حركت على بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود و اگر ناچار مى‏خواهد برود از او سعايت نكند. على قبول نكرد و نزد يحيى رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامى مال به او مى‏دهند تا آنجا كه ملكى را توانست به سى هزار دينار بخرد.

هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعى از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در كنار قبر حضرت رسول(ص) گفت يا رسول اللّه از تو پوزش مى‏خواهم كه موسى بن جعفر را به زندان مى‏افكنم زيرا او مى‏خواهد امت تو را بر هم زند و خونشان را بريزد. آن گاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره نزد والى آن عيسى بن جعفر بن منصور فرستادند. عيسى پس از مدتى نامه‏اى به هارون نوشت و گفت كه موسى بن جعفر در زندان جز عبادت و نماز كارى ندارد يا كسى بفرست كه او را تحويل بگيرد و يا من او را آزاد خواهم كرد.

هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتى از او خواست كه امام را آزارى برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيى بن خالد برمكى سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخرالامر يحيى امام را به سندى بن شاهك سپرد و سندى آن حضرت را در زندان مسموم كرد. چون آن حضرت وفات يافت سندى جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببينند در بدن او اثر زخم يا خفگى نيست. بعد او را در باب التبن در موضعى به نام مقابر قريش دفن كردند.

بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسى الكاظم(ع)سى و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هجده تن از آنها پسر بودند و على بن موسى الرضا(ع) امام هشتم افضل ايشان بود. از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسى و محمد بن موسى و ابراهيم بن موسى بودند. يكى از دختران آن حضرت فاطمه معروف به معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته‏اند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ه.ق. در 55 سالگى گفته‏اند.

امام هفتم(ع)با جمع روايات و احاديث و احكام و احياى سنن پدر گرامى و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد(ع)نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و در راه انجام وظايف الهى تا آنجا پايدارى نمود كه جان خود را فدا ساخت.


گوشه اي از صفات امام كاظم عليه السلام

حضرت امام موسى كاظم(عليه السلام) عابدترين و زاهدترين، فقيه ترين، سخى ترين و كريمترين مردم زمان خود بود، هر گاه دو سوم از شب مى گذشت نمازهاى نافله را به جا مى آورد و تا سپيده صبح به نماز خواندن ادامه مى داد و هنگامى كه وقت نماز صبح فرا مى رسيد، بعد از نماز شروع به دعا مى كرد و از ترس خدا آن چنان گريه مى كرد كه تمام محاسن شريفش به اشك آميخته مى شد و هر گاه قرآن مى خواند مردم پيرامونش جمع مى شدند و از صداى خوش او لذّت مى بردند.

آن حضرت، صابر، صالح، امين و كاظم لقب يافته بود و به عبد صالح شناخته مى شد، و به خاطر تسلّط بر نفس و فروبردن خشم، بهكاظم مشهور گرديد.

شيخ مفيد درباره آن حضرت مي گويد : ” او عابدترين و فقيه ترين و بخشنده ترين و بزرگ منش ترين مردم زمان خود بود ، زياد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت . اين جمله را زياد تکرار مي کرد : « اللهم انی أسألک الراحة عند الموت و العفو عند الحساب » 
(خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آيد راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار )".

امام موسی بن جعفر ( ع ) بسيار به سراغ فقرا مي رفت . شب ها در ظرفی پول و آرد و خرما مي ريخت و به وسايلی به فقرای مدينه مي رساند ، در حالی که آن ها نمي دانستند از ناحيه چه کسی است . هيچکس مثل او حافظ قرآن نبود ، با آواز خوشی قرآن مي خواند ، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل مي داد ، شنوندگان از شنيدن قرآنش مي گريستند ، مردم مدينه به او لقب ” زين المجتهدين “ داده بودند . مردم مدينه روزی که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند ، شور و ولوله و غوغايی عجيب کردند . آن روزها فقرای مدينه دانستند چه کسی شب ها و روزها برای دلجويی به خانه آن ها مي آمده است .

امام‌ ( ع‌ ) با آن‌ كرم‌ و بزرگوارى‌ و بخشندگى‌ خود لباس‌ خشن‌ بر تن‌ مى‌كرد ، چنان كه‌ نقل‌ كرده‌اند : ” امام‌ بسيار خشن‌ پوش‌ و روستايى‌ لباس‌ بود ” و اين‌ خود نشان‌ ديگرى‌ است‌ از بلندى‌ روح‌ و صفاى‌ باطن‌ و بى‌اعتنايى‌ آن‌ امام‌ به‌ زرق‌ و برق هاى‌ گول‌ زننده‌ دنيا .

امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) نسبت‌ به‌ زن‌ و فرزندان‌ و زيردستان‌ بسيار با عاطفه‌ و مهربان‌ بود . هميشه‌ در انديشه‌ فقرا و بيچارگان‌ بود ، و پنهان‌ و آشكار به‌ آنها كمك‌ مى‌كرد .

مردى از تبار عمر بن الخطاب در مدينه بود كه او را مى آزرد و على(عليه السلام) را دشنام مى داد. برخى از اطرافيان به حضرت گفتند: اجازه دهید تا او را بكشيم، ولى حضرت به شدّت از اين كار نهى كرد و آنان را شديداً سرزنش فرمود. روزى سراغ آن مرد را گرفت، گفتند: در اطراف مدينه، به كار زراعت مشغول است. حضرت سوار بر الاغ خود وارد مزرعه وى شد.

آن مرد فرياد برآورد: زراعت ما را خراب مكن، ولى امام به حركت خود در مزرعه ادامه داد وقتى به او رسيد، پياده شد و نزد وى نشست و با او به شوخى پرداخت، آن گاه به او فرمود: چقدر در زراعت خود از اين بابت زيان ديدى؟ گفت: صد دينار. فرمود: حال انتظار دارى چه مبلغ از آن عايدت شود؟ گفت: من از غيب خبر ندارم. امام به او فرمود: پرسيدم چه مبلغ از آن عايدت شود؟ گفت: انتظار دارم دويست دينار عايدم شود. امام به او سيصد دينار داد و فرمود: زراعت تو هم سر جايش هست. آن مرد برخاست و سر حضرت را بوسيد و رفت. امام به مسجد رفت و در آنجا آن مرد را ديد كه نشسته است.

وقتى آن حضرت را ديد، گفت: خداوند مى داند كه رسالتش را در كجا قرار دهد. يارانش گرد آمدند و به او گفتند: داستان از چه قرار است، تو كه تا حال خلاف اين را مىگفتى. او نيز به دشنام آنها و به دعا براى امام موسى(عليه السلام) پرداخت. امام(عليه السلام) نيز به اطرافيان خود كه قصد كشتن او را داشتند فرمود: آيا كارى كه شما مىخواستيد بكنيد بهتر بود يا كارى كه من با اين مبلغ كردم؟و بسيارى از اين گونه روايات، كه به اخلاق والا و سخاوت و شكيبايى آن حضرت بر سختيها و چشمپوشى ايشان از مال دنيا اشارت مى كند، نشانگر كمال انسانى و نهايت عفو و گذشت آن حضرت است.


منابع:

- بحار الانوار، مجلسى، ج 48
- اعيان الشيعة، ج 2
- الارشاد الى حجج الله على العباد
- الكامل فى التاريخ(حوادث سال 183)
- تاريخ بغداد، ج 13
- سير اعلام النبلاء، ذهبى، ج 6.




برگرفته شده از 

https://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamKazem/Veladat/86/zenginameh.aspx

   یکشنبه 3 اردیبهشت 13962 نظر »

 

❇️ شاه‌کار ماندگار علامه امینی

💠 القاب علی (ع) در کلام نبی (ص)
اختصاصی #خبرگزاری_حوزه: علامه امینی در کتاب الغدیر 248 لقب و صفت از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در بیان مبارک حضرت خاتم الاوصیاء حضرت محمد بن عبدالله را به نقل از احقاق الحق ذکر کرده است.
امید آنکه محبان امیرالمؤمنین (ع) در سرتاسر گیتی در دنیا و عقبی مورد شفاعت «قسیم‌النار و الجنه» قرار بگیرند.
🔸 علي سيد المسلمين

🔸علي إمام المتقين

🔸علي قائد الغر المحجلين

🔸علي يعسوب المؤمنين

🔸علي ولي المتقين

🔸علي يعسوب الدين

🔸علي أمير المؤمنين ” أمير كل مؤمن “

🔸علي سيد ولد آدم ” ما خلا النبيين “

🔸علي خاتم الوصيين

🔸علي أول من يرى رسول الله يوم القيامة

🔸علي أول من يصافح النبي يوم القيامة

🔸علي الصديق الأكبر

🔸علي فاروق هذه الأمة

🔸علي الفاروق بين الحق والباطل

🔸علي أول من صدق رسول الله “آمن برسول الله”

🔸علي أول من آمن بالله

🔸علي يعسوب المسلمين

🔸علي خليفة رسول الله ” في أمته من بعده “

🔸علي يعسوب قريش

🔸علي خير من تركه رسول الله

🔸علي سيد العرب

🔸علي سيد في الدنيا والآخرة

🔸علي سيد المؤمنين

🔸علي وزير رسول الله

🔸علي صاحب رسول الله

🔸علي أول من وحد الله

🔸علي منجز وعد رسول الله

🔸علي موضع سر رسول الله

🔸علي خير من تركه (اخلفه) رسول الله من بعده

🔸علي قاضي دين رسول الله

🔸علي أخو رسول الله في الدنيا والآخرة “

🔸علي عيبة علم رسول الله

🔸علي باب رسول الله

🔸علي وصي رسول الله

🔸علي القائم بأمر رسول الله

🔸علي الإمام على أمة رسول الله ” إمام الأمة”

🔸علي خليفة الله في أرضه ” بعد رسوله “

🔸علي إمام خلق الله ” البرية “

🔸علي مولى البرية

🔸علي وارث علم رسول الله

🔸علي أبو ذرية النبي ” ولد النبي “

🔸علي عاضد رسول الله

🔸علي أمين رسول الله على وحيه

🔸علي مولى من كان رسول الله مولاه

🔸علي صاحب لواء رسول الله في المحشر

🔸علي قاضي عداء رسول الله

🔸علي الذائد عن حوض رسول الله

🔸علي أبو هذه الأمة

🔸علي صاحب حوض رسول الله

🔸علي قاتل الناكثين والقاسطين والمارقين

🔸علي ولي المؤمنين “كل مؤمن بعد رسول الله”

🔸علي صفي رسول الله

🔸علي حبيب رسول الله

🔸علي سيد الأوصياء ” الوصيين “

🔸علي أفضل الوصيين

🔸علي خاتم الأوصياء

🔸علي خير الأوصياء ” الوصيين “

🔸علي إمام الأتقياء

🔸علي وارث النبي

🔸علي سيف الله

🔸علي الهادي

🔸علي أبو الأئمة الطاهرين

🔸علي أقدم الناس سلما

🔸علي وزير رسول الله في السماء والأرض

🔸علي أحب الأوصياء إلى الله

🔸علي أعظم ” أشرف ” الناس حسبا

🔸علي أكرم الناس منصبا

🔸علي أرحم الناس بالرعية

🔸علي أعدل الناس بالسوية في الرعية

🔸علي أبصر الناس بالقضية

🔸علي ولي الله

🔸علي ولي رسول الله ” في الدنيا و الآخرة “

🔸علي ولي المؤمنين بعد رسول الله

🔸علي المؤدي عن رسول الله

🔸علي إمام كل مؤمن ومؤمنة

🔸علي ولي كل مؤمن ومؤمنة

🔸علي الآخذ بسنة رسول الله

🔸علي الذاب عن ملة رسول الله

🔸علي أولى الناس بعد رسول الله

🔸علي أول الناس ” المؤمنين ” إيمانا

🔸علي أوفى الناس ” المؤمنين ” بعهد الله

🔸علي أقوم الناس بعهد الله

🔸علي أقسم الناس بالسوية

🔸علي أرأف الناس ” المؤمنين ” بالرعية

🔸علي أعدل الناس في الرعية

🔸علي أمين الله على سره

🔸علي أعظم الناس عند الله مزية

🔸علي سيد الأولين والآخرين ما خلا النبيين

🔸علي قبلة العارفين

🔸علي أول المسلمين والأصحاب إسلاما

🔸علي أقدم الأمة سلما إيمانا

🔸علي أكثر الأمة علما

🔸علي أعظم الأمة ” أفضل الأمة “

🔸علی أوفر الأمة حلما ” أحلم الناس “

🔸علي أحسن الناس خلقا

🔸علي أعلم الأمة بالله

🔸علي أول الناس ورودا على الحوض

🔸علي آخر الناس عهدا برسول الله

🔸علي أول الناس لقيا برسول الله

🔸علي أشجع الناس قلبا

🔸علي أسخى ” اسمح ” الناس كفا

🔸علي قسيم الجنة والنار

🔸علي أصح الناس دينا

🔸علي أفضل الناس يقينا

🔸علي أكمل الناس حلما

🔸علي راية الهدى

🔸علي منار الإيمان

🔸علي إمام أولياء الله

🔸علي نور جميع من أطاع الله

🔸علي صاحب راية رسول الله يوم القيامة

🔸علي أمين رسول الله ” ثقة رسول الله “

🔸على مفاتيح خزائن رحمة الله

🔸علي كبير الناس

🔸علي نور أولياء الله

🔸علي إمام من أطاع الله

🔸علي أمين رسول الله في القيامة

🔸علي صاحب حوض رسول الله

🔸علي حبيب قلب رسول الله

🔸علي مستودع مواريث الأنبياء

🔸علي أمين الله على أرضه

🔸علي حجة الله على بريته

🔸علي ركن الإيمان

🔸علي عمود الاسلام

🔸علي مصباح 

🔸علي منار الهدى

🔸علي العلم المرفوع لأهل الدنيا

🔸علي الطريق الواضح

🔸علي الصراط المستقيم

🔸علي الكلمة التي ألزمها الله المتقين

🔸علي أعلم المؤمنين بأيام الله

🔸علي أعظم المؤمنين رزية

🔸علي غاسل رسول الله

🔸علي دافن رسول الله

🔸علي المتقدم إلى كل شديدة وكريهة

🔸علي أقوم الناس بأمر الله

•••
✅ ادامه در لینک زیر 👇👇👇
hawzahnews.com/detail/News/259011
▶️ @Hawzahnews


موضوعات: ولایت و امامت
   یکشنبه 27 فروردین 13962 نظر »

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :
همان گونه که آتش ، هیزم را از بین می برد ، عشق به علی (ع) ، گناهان را از بین می برد.

 

📚 کنزالعمال : ج ۱۱ ، ص ۶۲۱

   یکشنبه 27 فروردین 13961 نظر »

من و شور و نوا شب‌های جمعه

و قلبی مبتلا شب‌های جمعه
قيامت مي شود در صحن قلبم

به یاد کربلا شب‌های جمعه
شب_زیارتی آقام حسینه

السلام علیک یا اباعبدلله

   پنجشنبه 24 فروردین 13963 نظر »

 ✅زهد امیرالمؤمنین علیه‌السلام
آیت‌الله بهجت قدس‌سره:

✏️حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام لباس خود را درحالی‌که بر بالای منبر نشسته بود، تکان می‌داد، از امام حسن علیه‌السلام علت آن را سؤال کردند، فرمود: پدرم پیراهن دیگری نداشت، همین پیراهن را شسته و پوشیده، لذا تکان می‌دهد تا خشک شود.

 

✏️حلوای آن حضرت این بود که خرما را در ماست میزد و میخورد، و خوراکش، نان جو خشک بود، و در تقسیم بیت‌المال مانند دیگران به‌صورت مساوی بر می‌داشت.
در محضر بهجت، ج۳، ص۲۹۴

   چهارشنبه 23 فروردین 1396نظر دهید »

 ✳️ منطق عقلانی_اسلامی امیر مؤمنان

و سبک سیاست حسن روحانی
امیر مومنان علی علیه‌السلام به «حارث همدانی» نوشت:
🔴 بپرهیز از هر عملی که صاحب خود را خشنود سازد اما برای  عامه مسلمین ناخوش و زشت آید.
🔵 بپرهیز از هر عملی که در پنهان انجام شود و در آشکار، باعث  شرمندگی شود.
🔴 بپرهیز از هر عملی که وقتی از آن بپرسند، صاحب عمل انکار  کند یا عذر بخواهد.

   سه شنبه 22 فروردین 13961 نظر »

 
🌺 دوستی و ولایت امام علی علیه‌السلام در کلام پیامبر صلی‌الله علیه و آله
💠 پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله: اَلرّوحُ وَ الرّاحَةُ وَ الفَلَجُ وَ الفَلاحُ وَ النَّجاحُ وَ البَرَكَةُ وَ العَفوُ وَ العافيَةُ وَ المُعافاةُ وَ البُشرى وَ النَّصرَةُ وَ الرِّضا وَ القُربُ وَ القَرابَةُ وَ النَّصر وَ الظَّـفَرُ وَ التَّمكينُ وَ السُّروُر وَ المَحَبَّةُ مِنَ اللّه‏ِ تَبارَكَ وَ تَعالى عَلى مَن اَحَبَّ عَلىَّ بنَ اَبى طالِبٍ عليه‏السلام وَ والاهُ وَ ائتَمَّ بِهِ وَ اَقَرَّ بِفَضلِهِ وَ تَوَلَّى الأَوصياءَ مِن بَعدِهِ وَ حَقٌ عَلَىَّ اَن اُدخِلَهُم فى شَفاعَتى وَ حَقٌ عَلى رَبّى اَن يَستَجيبَ لى فيهِم وَ هُم اَتباعى وَ مَن تَبِعَنى فَاِنَّهُ مِنّى؛
💠 آسايش و راحتى، كاميابى و رستگارى و پيروزى، بركت و گذشت و تندرستى و عافيت، بشارت و خرّمى و رضايتمندى، قرب و خويشاوندى، يارى و پيروزى و توانمندى، شادى و محبّت، از سوى خداى متعال، بر كسى باد كه على بن ابى طالب را دوست بدارد، ولايت او را بپذيرد، به او اقتدا كند، به برترى او اقرار نمايد، و امامانِ پس از او را به ولايت بپذيرد. بر من است كه آنان را در شفاعتم وارد كنم. بر پروردگار من است كه خواسته مرا درباره آنان اجابت كند. آنان پيروان من هستند و هر كه از من پيروى كند، از من است.
📚 بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 27، ص 92

   سه شنبه 22 فروردین 1396نظر دهید »

 2⃣

♦️حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی:

🔹ما پیرو آن آقایی هستیم که در برابر قاسطین و مارقین و ناکثین می‌ایستاد ولی وقتی در برابر محرومیت و یتیمی قرار می‌گرفت، آدم فکرش را هم نمی‌کرد که ایشان همان آقاست.

🔹امام(ره) بنا داشتند که نظامی برخاسته از اسلام و با الگو قرار دادن امیرالمؤمنین(ع) بنا کنند.

@raisi_org

   سه شنبه 22 فروردین 1396نظر دهید »

 

💠 پيامبر اکرم ( صلى ا‏لله‏ عليه ‏و ‏آله و سلم ) :
🔸 حقّ على بر اين امّت همچون حقّ پدر است بر فرزندش .

   سه شنبه 22 فروردین 1396نظر دهید »

 

:
🔴 ما و امام علی(علیه السلام).
⭕️ چند سال پیش در جلسه‌ای با رئیس دانشگاه مذهبی بودائیان در بانکوک، از او پرسیدم مذهب تشیّع را می‌شناسید؟ بعد از کلّی مکث گفت بله! آن‌ها شراب و گوشت خوک نمی‌خورند! گفتم بله؛ ولی فقط همین را از شیعه می‌دانید؟! گفت بله. بعد من از امام علی (ع) و نهج‌البلاغه گفته و این روایت را خواندم: ✳️ «و اللَّه لو اعطیت الاقالیم السّبعة بما تحت افلاكها على ان اعصى اللَّه فى نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلته». یعنی: به خدا سوگند اگر اقالیم هفت‌گانه و آنچه در زیر آن‌هاست را به من بدهند تا این‌كه خدا را نافرمانی کرده و به مورچه‌ای ستم كنم و پوسته‌ی جویی را از او بگیرم، هرگز این كار را نخواهم كرد . (بحار/ 41 / 155) و گفتم ما کسانی هستیم که امام‌مان خود را این‌گونه معرفی می‌کند. لبخندی زد و گفت: پس من هم شیعه هستم.

⭕️⭕️آن روز خیلی خوش‌حال شدم که از من نپرسید “شما و دیگر شیعیان، چه؟” اگر چند اقلیم به شما بدهند پوسته‌ی جویی را از دهان مورچه‌ای می‌گیرید؟!! یا نه؛ شما را اگر چه بدهند، دل همکار، همسایه، هم‌شهری، و هم‌نوع خود را نمی‌شکنید؟!
⭕️⭕️⭕️میلاد فرخنده‌ی حضرت علی‌بن ابیطالب ( علیه‌السلام) را تبریک گفته؛ یاد و خاطر پدران مهربان و بردبار سرزمین‌ام را گرامی می‌دارم. روزگارشان پر از رضایت و رزق.

@sadeghniamehrab

   دوشنبه 21 فروردین 1396نظر دهید »

 🌺 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :
هر کس دوست دارد که خداوند هر چه خير است نصيب او گرداند ، بعد از من به ولایت امیرمومنان علي علیه السلام تمسک جويد ، دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن بدارد.
📚 بحار الانوار،جلد 27،صفحه 55

✅🌹


موضوعات: ولایت و امامت
   دوشنبه 21 فروردین 1396نظر دهید »

 🌸
🚩 ميلاد امام جواد عليه السلام
عمر مبارك امام رضا (علیه‌السلام) به چهل و هفت سال رسیده بود و عقربه تاریخ، سال 195 هجری را نشانه می‌رفت ولی هنوز امام نهم متولد نشده بود .
مسئله جانشینی امام رضا (علیه‌السلام) اصحاب و شیعیان حضرت رضا (علیه‌السلام) را متاثر كرده بود. این اندوه زمانی به فزونی رفت كه فرقه واقفیه كه بنا به دلایل مادی و تصرف سهم امام و عدم بازگرداندن آن به حضرت رضا(علیه‌السلام)، قائل به غیبت امام كاظم(علیه‌السلام) شده بودند، و در تبلیغات خویش نداشتن فرزند پسر از سوی امام رضا (علیه‌السلام) را دلیل بر ادعای موهوم خود می‌دانستند؛ تا جایی كه یكی از همین افراد در نامه‌ای خطاب به حضرت رضا علیه‌السلام نوشت:

تو چگونه امام هستی در حالی كه فرزندی نداری!

حضرت در پاسخ فرمودند: تو از كجا می‌دانی كه فرزندی ندارم، به خدا سوگند روزها و شب‌ها سپری نمی‌شود مگر این كه خداوند فرزند پسری را به من عنایت فرماید كه حق و باطل را از هم جدا سازد.(1)
همچنین یكی از یاران به حضرت عرض می‌كند:

امام پس از تو كیست؟

آن حضرت فرمودند: فرزندم .

سپس گفت: كسی كه فرزند ندارد چگونه جرات آن را دارد كه بگوید فرزندم؟

راویِ همین حدیث گوید: چند روز سپری نشده بود كه امام جواد(علیه‌السلام) به دنیا آمد.(2)
همچنین “ابن قیام واسطی” از فرقه واقفیه كه امامت حضرت رضا(علیه‌السلام) را قبول نداشت، نزد آن حضرت آمد و به قصد عیبجویی حضرت گفت:

آیا می‌شود كه دو امام در یك مقطع زمانی با هم باشند؟
حضرت رضا(علیه‌السلام) فرمود: نه مگر آن كه یكی از آن دو صامت (خاموش) باشد .

ابن قیام گفت:

پس چطور برای تو صامتی نیست؟

امام فرمود: چرا . به خدا سوگند خداوند برای من (فرزندی) قرار می‌دهد كه حق و حق‌خواهان را استواری می‌بخشد و باطل و باطل خواهان را نیست و نابود می‌كند. (3)
تولد مبارك امام جواد (علیه‌السلام) نه تنها پایان‌بخش دلهره‌های شیعیان و افشای نیت  فرصت‌طلبان و سودجویانی چون فرقه واقفیه بود، بلكه آغاز فصل نوینی از تاریخ ائمه اطهار علیهم السلام است.
شیخ طوسی از احمد بن محمد  عیاش در كتاب انوار البهیه 10 رجب سال 195 هجری را روز ولادت حضرت دانسته است(4)
برخی تولد حضرت را در شب جمعه و برخی روز جمعه ذكر كرده‌اند.

در این میان، فرازی از دعای ناحیه مقدس نیز ولادت آن امام را در ماه رجب تایید می‌نماید آنجا كه حضرت صاحب الامر علیه السلام می‌فرمایند:

“اللهم انی اسئلك بالمولدین فی رجب محمدبن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتخب
🖌داستان تولد امام جواد علیه‌السلام

علامه مجلسی(ره) در جلاءالعیون می‌نویسد: ابن شهر آشوب به سند معتبر از حكیمه خاتون دختر امام موسی كاظم(علیه‌السلام) روایت می‌كند كه:
روزی برادرم حضرت رضا(علیه‌السلام) مرا طلبید و فرمود: ای حكیمه امشب فرزند مبارك خیزران متولد می‌شود و باید تو در وقت تولد او حاضر باشی.
من در خدمت آن حضرت ماندم، چون شب فرا رسید امام رضا علیه السلام مرا با خیزران(مادر حضرت جواد علیه السلام) و زنان قابله به حجره آورد و چراغی نزد ما افروخت و از حجره بیرون رفت و در را بر روی ما بست .
حكیمه خاتون(عمه امام جوادعلیه السلام) می‌افزاید: خورشید امامت با به دنیا آمدنش حجره را نورانی كرد. بر آن حضرت پرده نازكی چون جامه احاطه كرده بود و نوری از حضرت ساطع می‌شد . چون نور مبین را در دامن گرفتم، آن پرده حائل را از خورشید جمالش دور كردم و با جامه‌ای مطهر پوشاندمش. حضرت امام رضا(علیه‌السلام) به حجره آمد و آن گوشواره امامت را از ما گرفت و در گهواره عزت و كرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود: از این گهواره جدا مشو .
چون روز سوم ولادت فرا رسید، امام جواد(علیه‌السلام) دیده حقیقت‌بین خویش را به آسمان گشود و به سوی راست و چپ نظر كرد و به زبان فصیح ندا داد:

“اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله .”
چون این حالت غریب را از آن نور دیده، مشاهده كردم، به خدمت حضرت رضا(علیه‌السلام) شرفیاب شدم و آنچه دیده و شنیده بودم را به خدمت حضرت عرض كردم .

حضرت فرمود: پس از این، عجایب بسیاری را مشاهده خواهی كرد(5)
🔹پی نوشت:

1) اصول كافی، ج 1

2) اصول كافی، ج1، ص 286 .

3) اصول كافی، ج1، 321

4) الكافی، ج1، ص492/ موسوعة الامام الجواد، ج1

5) منتهی الامال، ج2
✅🌹

   یکشنبه 20 فروردین 13961 نظر »

 :ماه رجب ماه زیارت مخصوص امام رضا علیه السلام هم هست. می‌تونیم از همین امروز شروع کنیم روزی صد مرتبه صلوات بفرستیم و ثوابش رو هدیه کنیم به امام زمان علیه السلام، با این نیت که اون بزرگوار هم عنایتی بفرماید و توفیق زیارت حضرت ثامن الحجج رو در این ماه نصیبمون بفرماید.

امام جواد علیه السلام فرمود: «زیارت امام رضا علیه السلام در همه زمان‌ها خوب است، ولی با فضیلت‌ترین زمان زیارت آن حضرت، ماه رجب است»

   شنبه 19 فروردین 13963 نظر »

 

امام رضا(علیه السلام)در مورد امام جواد(علیه السلام) فرمودند :

اين همان مولودي است كه در اسلام با بركت تر از او براي شيعيان ما متولد نشده است

📚بحار الانوار ج٥٠ ص۳۵
میلاد امام جواد علیه السلام مبارک باد

   شنبه 19 فروردین 13961 نظر »

 

به پیامبر(ص)گفتند خدا را قبول داریم تو را نه

به علی(ع) گفتند پیامبر را قبول داریم تو را نه

به امام خمینی گفتند…

بی بصیرت ها همیشه یک قدم عقب ترند

 

   شنبه 19 فروردین 1396نظر دهید »

 🔸حاج آقا اسماعیل دولابی می فرماید :
🔹شخصی را سراغ دارم که بیش از چهل سال در طلب امام زمان صلوات الله علیه بود ؛ بعد از چهل سال ریاضت و عبادت به محضر منور حضرت مهدی صلوات الله علیه مشرف شد.
🔹وقتی خدمت آقا رسید از حضرت گلایه عاشقانه کرد: « شما که سرانجام مرا به محضر پذیرفتید، ای کاش یک مقدار زودتر مرا می پذیرفتید و من این همه غصه نمی خوردم و عذاب نمی کشیدم؟ »
🔸حضرت فرمودند : اگر زودتر ما را می دیدید از ما نان و سبزی می خواستی! حالا که چهل سال زحمت کشیده ای می فهمی که چه بخواهی.
💠 

   چهارشنبه 16 فروردین 1396نظر دهید »

 🔸امام صادق علیه السلام در روایتی به یکی از یارانشان فرمودند :
🔸ای سَدیر ، چرا خود را مقیّد نمی سازی که هر جمعه پنج بار و هر روز یک بار قبر حسین بن علی علیه السلام را زیارت کنی؟ 
🔹عرض کردم : بین ما و قبر حضرت فرسخ ها فاصله است ! 
🔸امام فرمودند : هرگاه قصد زیارت ایشان را کردی، به بلندی برو، به سمت راست و چپ خود توجه کن، سرت را سوی آسمان کن و سپس به سوی قبر حسین بن علی علیه السلام توجّه کن و بگو :
« السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ ».
💠 

   چهارشنبه 16 فروردین 1396نظر دهید »

 📌 جواب دندان شکن آقای قرائتی به وهابی
یک ﻭﻫﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻘﯿﻊ ﺑﻪ آقای قرائتی ﮔﻔﺖ:

ﭼﺮﺍ ﻓﺎﻃﻤﻪ، ﺣﺴﻦ و حسین ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ؟!

در حالی که ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﮎ شده اند!

آنگاه خودکاری را ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ زمین، ﻭ صدا زد:
 ﺍﯼ ﺣﺴﻦ! ﺍﯼ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ! ای ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ! آن قلم را به من بدهید!

بعد گفت: دیدی که پاسخ ندادند!

ﭘﺲ ﺍینها ﻣﺮﺩه اند و ﻫﯿﭻ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭند! 

آقای قرائتی خودکار را گرفت و دوباره انداخت ﺯﻣﯿﻦ و گفت:

ﯾﺎ الله! ﻗﻠﻢ ﺭا ﺑﻪ من ﺑﺪﻩ!
بعد رو به وهابی کرد و گفت: ﺩﯾﺪﯼ که ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺩ!

پس با منطق تو ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻣﺮﺩﻩ است!

مگر ﻫﺮ که ﺯﻧﺪﻩ است ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻮﮐﺮ ﺗﻮ ﺑﺎشد؟!
_______________________

   سه شنبه 15 فروردین 13961 نظر »

 
ــــــــــــــــ
امام خامنه‌ای روحی فداه:

🔴⚠️👈امروز دنیا، دنیاى_امواج است. با امواج و رایانه، همه‌ى مفاهیم از این طرف به آن طرفِ دنیا منتقل مى‌شود. الان دورترین کتابخانه‌هاى دنیا مى‌توانند در ظرف مدّت پنچ دقیقه، مطالب کتابى را که در کتابخانه‌ى کنگره‌ى امریکاست، روى صفحه‌ى کاغذ خود چاپ کنند! این گونه، مطالب منتقل مى‌شود. ما از این دنیا عقبیم؛ دیگر چرا این را منکر شویم!؟ این یک عیب_قطعى است که حوزه‌ى امروز ما، آن را دارد.
1374/09/13

✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾

💥👈| 

✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾


موضوعات: ولایت و امامت
   شنبه 12 فروردین 1396نظر دهید »

 دهمین پیشوا
یڪے از آثار ماندگار امام هادے علیه السلام زیارت جامعه ڪبیره است ڪه یڪے از قوے ترین سندهاے شناخت امامت راستین به شمار مے آید.اهمیت این زیارت زمانے آشڪار مے شود ڪه با دوران پیشواے دهم بیشتر آشنا شویم.در آن زمان،عده اے در ستایش عظمت امامان مبالغه مے ڪردند و گاه امامان را تا حد خدایے بالا مے بردند و گروهے را به خود جذب ڪرده بودند.
امام هادے علیه السلام با تڪذیب سخن این گروه و اعلام بیزارے از آنها،زیارتے با بلاغت ڪامل آموزش مے دهد تا به وسیله آن بتوان هر یڪ از ائمه را زیارت ڪرد.زیارت جامعه،امامت را رمز و راز فلسفه سیاسے اسلام مے داند و به همه مؤمنان یادآورے مے ڪند ڪه حڪومت عدل الهے از آنِ پیشوایان معصوم است.
مبارزات فرهنگے دهمین پیشوا
اگرچه دوران امام هادے علیه السلام ،عصر خفقان و استبداد بود و حضرت براے فعالیت فرهنگے،آزادے عمل نداشت،ولے با گروه هاے منحرف عقیدتے همچون غلوڪنندگان در حق معصومان و صوفیه مبارزه فرهنگے مے ڪرد.براے مثال،آن حضرت در پاسخ به مشڪلات اهالے اهواز،رساله اے در علم ڪلام نوشت.مناظره هاے علمے،برطرف ساختن شبهه هاے دینے و پاسخ گویے به مسائل گوناگون،از دیگر فعالیت هاے فرهنگے حضرت به شمار مے آید.همچنین راویان و محدّثان بزرگے را تربیت ڪرد تا میراث بزرگ معارف اسلامے را به نسل هاے بعد منتقل ڪنند.شیخ طوسے تعداد این شاگردان را 185 نفر مے داند ڪه با توجه به شرایط نامساعد دوران آن حضرت،تعداد قابل توجهے است و از تلاش گسترده آن حضرت خبر مے دهد.در میان شاگردان آن حضرت،نام دانشمندان سرشناسے چون فضل بن شاذان،عبدالعظیم حسنے،حسن بن علے ناصر ڪبیر،ایوب بن نوح و عثمان بن سعید به چشم مے آید.
زمینه سازے فرهنگ انتظار
در دوران عباسے،فشار و اختناق دستگاه خلافت در مورد امامان معصوم رو به افزایش بود.این در حالے است ڪه شیعه در آستانه غیبت قرار مے گرفت ڪه تحولے شگرف شمرده مے شد.به همین دلیل،امام هادے علیه السلام به عنوان پناه گاه مردم،درصدد آماده سازے مردمان براے پذیرش این تحول جدید بود.ایشان در روایتے فرمود:«جمعه،روز نوه ام مهدے علیه السلام است ڪه گروه جویاے حق گرد او جمع مے شوند و اوست ڪه زمین را پر از عدل و داد مے ڪند،همان گونه ڪه پر از ستم جور شده است.»یا فرمود:«زمانے ڪه پیشوایتان از میان شما رفت،هر آن منتظر فرج باشید».
ریشه ها و نتایج تڪبر
در سیره تربیتے امام هادے علیه السلام براے زدودن صفات ناپسند از وجود آدمے،به ریشه ها و زمینه هاے خودپسندے و عواقب زیان بار آن اشاره شده است.امام دهم در روایتے در این مورد هشدار داده و فرموده است:«هرڪس ازخودراضے باشد،غضب ڪنندگان بر او بسیار خواهند شد.»صفت خودبزرگ بینے نه تنها انسان را در معرض خشم مردم،بلڪه مورد غضب الهے قرار مے دهد.عذاب دوزخ و محرومیت از لطف الهے،از دیگر نتایج این صفت ناپسند است.
شهادت حضرت
امام هادے علیه السلام در سوم رجب سال 254 ه .ق به دستور معتز و با سمے ڪه در آب انار ریخته شده بود،مسموم شد و به شهادت رسید.در آن روز بسیارے از بنے هاشم و دیگران در منزل امام جمع شده بودند و شیون مے ڪردند و فریاد مے زدند:«وای بر ما از بے ڪسے و بے یارے!واے بر مستمندان و یتیمان از تنهایی!»سپس امام حسن عسڪرے علیه السلام بر بدن پاڪ آن حضرت نماز خواند.
سیل عاشقان آن حضرت ڪه خبر شهادت ایشان را شنیده بودند،با اندوهے از تأثیر و اندوه براے تشییع جنازه آن حضرت گرد آمدند،انبوهے مردم آن قدر زیاد بود ڪه حرڪت ڪردن در بین آن همه جمعیت براے امام حسن عسڪرے علیه السلام مشڪل شده بود.

   شنبه 12 فروردین 13961 نظر »

:خواصی که در مقابل امیرالمؤمنین(ع) قرار گرفتند
🔸 یکی از انگیزه‌های جنگ #جمل، مسائل #اقتصادی بود. زمانی که طلحه و زبیر نسبت به سهم سه‌درهمی خود از #بیت‌المال معترض شدند و حضرت نیز آن‌ها را با پاسخ‌های خود مجاب کرد، آرام‌آرام از حضرت جدا شدند. علاوه بر این، خواهان پست‌های #حساس هم بودند و حضرت نیز از آنجایی که عدم حساسیت آن‌ها نسبت به بیت‌المال را دیدند، از این کار امتناع ورزیدند. در نهایت به بهانه‌ی اعمال حج، از محل خلافت خارج شدند و به‌سمت بصره عازم شدند.
🔹 حضرت #عدالت_اقتصادی را با دو راهکار اصلی پیش گرفتند. اول اینکه بیت‌المال باید #عادلانه و به مساوات بین #مردم تقسیم شود و دوم اینکه آن‌هایی که در گذشته از بیت‌المال #ثروتی به دست آورده‌اند، باید آن را بازگردانند. همین دو موضوع، مخالفت‌های فراوانی ایجاد کرد که حضرت در مقابل آن‌ها #مقاومت کردند. #جنگ به راه انداختند، اما حضرت #موضع خودشان را #تغییر ندادند.
#جنگ_اقتصادی

#جواد_سلیمانی

   چهارشنبه 9 فروردین 1396نظر دهید »

   چهارشنبه 9 فروردین 1396نظر دهید »

⚜سخنرانی 

آيت_الله_ناصری ⚜
انسان مؤمن، بايد همه کارها را مستند به خدا بداند. کس دیگری، کاره ای نیست. هر کس دیگری هم که کاره ای هست، زیر نظر او است. مثلا این برقی که اینجا مي‌بینید، مال کارخانه است؛ لکن ترانس و کابلهای برق و کنتور برق هم در این زمینه نقش دارد منتهی فقط در حد واسطه بودن، اصل فیض از خداست.

ما نمی توانیم این نور را بدون واسطه کارخانه استفاده بکنیم. اهل بیت عصمت و طهارت هم به منزله ترانس‌های عالم وجود هستند. که فيوضات را از حق مي‌گیرند و به مخلوقات مي‌پردازند. حضرت احدیت، مخزن فيوضات است. در قرآن مي‌فرماید:وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛( حجر: 21) و خزائن همه چيز، فقط نزد ما است؛ ولى ما جز به اندازه معيّن، آن را نازل نميكنيم.

هر چيزي را بخواهی، خزانه‌اش نزد حضرت حق است؛ ولي اگر خواستی بگیری، باید به وسيله ولایت بگیری؛ مثل نور كه هر چه بخواهي، کارخانه برای تو نور مي‌دهد؛ اما باید با واسطه ترانس و … این نور را بگیری و از آن استفاده بکنی. بدون ترانس نمی توانی.
🌿معراج المؤمنین🌿

   یکشنبه 6 فروردین 1396نظر دهید »

🌴مسيحی و زره امام علی (ع) 🌴
✨در زمان خلافت علی عليه‏السلام در كوفه، زره آن حضرت گم شد. پس‏ از چندی در نزديك مرد مسيحی پيداشد. علی (ع) او را به محضر قاضی برد، و اقامه دعوی كرد كه: “اين زره از آن من است، نه آن را فروخته‏ام و نه‏ به كسی بخشيده‏ام. و اكنون آن را در نزد اين مرد يافته‏ام". قاضی به‏ مسيحی گفت: “خليفه ادعای خود را اظهار كرد، تو چه می‏گويی ؟” او 

گفت: “اين زره مال خود من است ، و در عين حال گفته مقام خلافت را تكذيب نمی‏كنم (ممكن است خليفه اشتباه كرده باشد)". 

قاضی رو كرد به علی (ع) و گفت: “تو مدعی هستی و اين شخص منكر است، عليهذا بر تو است كه شاهد بر مدعای خود بياوری". 

علی (ع) خنديد و فرمود: “قاضی راست می‏گويد، اكنون می‏بايست كه من شاهد بياورم، ولی من شاهد ندارم". 

قاضی روی اين اصل كه مدعی شاهد ندارد، به نفع مسيحی حكم كرد، و او هم‏ زره را برداشت و روان شد. ولی مرد مسيحی كه خود بهتر می‏دانست كه زره مال كی است، پس از آنكه‏ چند گامی پيمود وجدانش مرتعش شد و برگشت، گفت: “اين طرز حكومت و رفتار از نوع رفتارهای بشر عادی نيست، از نوع حكومت انبياست"، و اقرار كرد كه زره از علی (ع) است. 

طولی نكشيد او را ديدند مسلمان شده، و با شوق و ايمان در زير پرچم علی‏ (ع) در جنگ نهروان می‏جنگد.
📚 الامام علی صوت العدالة الانسانية، صفحه 63 نيز بحار، جلد 9، 

🌺🌺🌺

🌷

   شنبه 5 فروردین 13961 نظر »

 

❇️ تکریم ائمه (ع) از مادر بزرگوارشان
✨ رهبرانقلاب:

ائمه (ع) برای مادر بزرگوارخود تکریم و تجلیلی قائل بودندکه برای کمترکسی این همه احترام و تجلیل را از آن بزرگواران میشود دید.
❣️


موضوعات: ولایت و امامت
   یکشنبه 29 اسفند 1395نظر دهید »

دو مفهوم ولایت‌پذیری و ولایتمداری که از عناصر اصلی گفتمان سیاسی تشیع در زمان معاصر محسوب می‌شوند، بعضاً‌ به صورت مشترک و برای انتقال یک رفتار یا یک مفهوم استفاده می‌شوند. به ظاهر هر دو واژه، کاربرد یکسان دارند و برای انتقال یک مفهوم که همانا تبعیت از ولایت است، استفاده می‌شوند اما دقت در مفاهیم مذکور نشان می‌دهد آنان مترادف هم نیستند و هر کدام مؤید یک رفتار مشخص در مواجهه با توصیه‌ها یا فرامین ولایت‌اند. در نحوه مواجهه با ولایت قطعاً واژه ولایتمداری دارای جوهره ارزشی بیشتری است. ولایتمداری به این معنی است که صدر تا ذیل عمل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی با اشاره به نگاه رهبری انجام می‌شود، به عبارت بهتر اراده شخصی در حوزه‌های ذکر شده حتی در حوزه شخصی هیچ دخالتی در انتخاب مسیر ندارد. شخص ولایتمدار گوش به فرمان است و اشاره‌های ولی را دنبال می‌کند. فرد ولایتمدار قبل از هر حرکت اجتماعی و سیاسی به دنبال حجتی می‌گردد تا رفتار خود را به ولایت ارجاع دهد. فرد ولایتمدار سراپا گوش است و در مقابل این سؤال که اگر این مسیر اشتباه بود، چه می‌کنی؟ پاسخ خواهد داد که اگر از منظر الهی قصوری باشد به ما برنمی‌گردد زیرا ما گردن به فرمان ولی گذاشته‌ایم و هم او در پیشگاه الهی پاسخگو است. ولایتمداری شاخصی برای نگرش اعتقادی به ولایت فقیه درعصر غیبت نیز محسوب می‌شود.اما ولایت‌پذیری قدری با ولایتمداری متفاوت است. ولایت‌پذیر به کسی می‌گویند که براساس عقل و تدبیر و فهم خود عمل می‌کند اما اگر در حین انجام کار احساس کند تعارضی با فرمان ولی پیش آمده، خود را اصلاح می‌کند و بین نظر خود و نظر ولی، فرمان ولی را اولی می‌داند و تدبیر خود را به حاشیه می‌راند. در ولایت‌پذیری دسته دومی نیز وجود دارد. این دسته کسانی هستند که نگاه اعتقادی به ولایت ندارند بلکه مبنای احترام و تکریم ولایت را به جایگاه قانونی آن در قانون اساسی ارجاع می‌دهند. آنان بر این باورند که: ما جنبه قدسی، کشفی و فراقانونی برای ولی فقیه قائل نیستیم اما چون رهبری در قانون اساسی آمده، لاجرم قبول داریم و محترم می‌شماریم. این دسته یک تفاوت اساسی با ولایت‌پذیران دسته اول دارند. تفاوت آن است که این دسته بین فرمان یا توصیه رهبری و دیدگاه خود بلافاصله از نگاه خود عدول نمی‌کنند، بلکه با ارجاع دو نظر به عقلانیت و ضمن توجه به منافع و ضرر آن، یکی را انتخاب می‌کنند. بسیاری از روشنفکران تحصیلکرده در مواجهه با دیدگاه‌های ولایت در این گزینه گرفتار می‌آیند زیرا با حذف نگاه اعتقادی از ذهنیت خویش، دیگر حجتی برای تمکین مطلق نمی‌یابند. می‌توان نحوه مواجهه موسوی با انتخابات 1388 به‌رغم دیدگاه‌ها و توصیه‌های رهبری را به عنوان نمونه‌ای بارز برای این دسته برشمرد.

در یک تقسیم‌بندی دیگر می‌توان دو واژه «مولوی» و «ارشادی» که این روزها مجدداً نقل برخی مجالس و نوشتارها و محاوره‌ها شده است را با دسته‌بندی قبلی انطباق داد. ولایتمداران همه فرامین و توصیه‌های رهبری را مولوی می‌دانند و الزاماً دوگانه مذکور را باطل می‌دانند، اما ولایت‌پذیران تلاش می‌کنند توجیهات خود را با ارشادی خواندن فرمان یا توصیه به تصمیم تزریق نمایند و بتوانند بین دیدگاه‌های خود و رهبری حاصل جمع ببندند. همسویی و هماهنگی با ولایت می‌تواند در سه سطح رواشناسی نیز بررسی شود، این سه سطح عبارتند از: 1 ـ درونی کردن (اعتقادی) 2 ـ همرنگی 3 ـ تبعیت. مورد اول جنبه اعتقادی دارد (ولایتمداری) اما دو مورد بعدی برای پاداش یا فرار از تنبیه و برای پیشگیری از سرزنش و فشار اجتماعی صورت می‌‌گیرد اما اعتقاد راسخی پشت آن نیست. امروز هر دو رویکرد در جامعه ایران وجود دارد و سطوح ولایت‌پذیری و اصل ولایتمداری طرفداران خاص خود را دارد، اما نگاهی که ولایت فقیه را نه امری قانونی بلکه در امتداد استمرار معصومین (ع) می‌‌داند اصل را بر ولایتمداری قرار می‌دهد و برای خود شأن و منزلتی که متمایز‌کننده باشد، قائل نیست.

پایگاه اطلاع رسانی جوان
باز منتشر شده توسط farzane58 در وب سایت تبیان مرکز زنجان   

   پنجشنبه 26 اسفند 1395نظر دهید »

ای شیعه ما!

ما از اخبار و اوضاع شما شيعيان کاملا آگاهيم و چيزی از آن بر ما پوشيده نمی ماند.

امام زمان عج 

(بحارالأنوار، ج ۵۳، ج ۱۵۰)

   دوشنبه 23 اسفند 13952 نظر »

 ‍

🌫هَِـَِـَِـَِ‌َِـَِ ‌َِنَِفَِـَِـَِسَِ‌َِ ـَِـَِـَِـَِمَِ‌َِ بَِاَِآسَِمَِـَِـَِـَِـَِـَِاَِنَِےَِهَِا🌫
‍ ❤️🌹
💟امام حسین(ع)در کلام شهدا
💢به میدان آزمایشی می روی که در یک طرف کفر است با تمام_امکانات و در طرف دیگر جوانان سلحشور با ایمان که برای حق مبارزه می کنند،برای هدفشان و مکتبشان و وقتی این چنین می اندیشی خود را در کنار همه آنها و جزو یارانشان احساس می کنی گویی در کنار حسین(ع) فریاد «هل من ناصر ینصرنی »اش را پاسخ گفته ای و دیگر برایت مرگ مفهومی ندارد، چه زیبا و باشکوه است این گونه زیستن و این گونه مردن💢
🌸شهید بهروز ابو حمزه🌸

   یکشنبه 22 اسفند 1395نظر دهید »

 🍁 کارگشائی و ولایت

  

💠 امام کاظم علیه السلام: 
مَنْ اَتاهُ اَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فِى حاجَةٍ فَاِنَّما هِىَ رَحْمَةٌ مِنَ اللّهِ ساقَهَا اللّهُ فَاِنْ فَعَلَ ذلِكَ فَقَدْ وَصَلَهُ بِوِلايَتِنا وَ هِىَ مَوْصُولَةٌ بِوِلايَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلِّ؛
وقتى برادر مؤمنى نياز خود را به مؤمنى عرضه مى ‏كند اين عرضه، نعمتى است از خداوند كه بسوى او فرستاده شده است پس اگر مؤمن نياز او را بر طرف نمايد اين كار او را به ولايت ما مى ‏رساند و او به ولايت خدا متّصل است.
📚 بحارالأنوار: ج 74، ص 313.

 

✅🌹

   چهارشنبه 18 اسفند 1395نظر دهید »

 

ولایت‌_فقیه
🍃🌹شهید مصطفی چمران :
من نمیگویم “ولی فقیه ” معصوم است اما …🖕
🏴

   سه شنبه 17 اسفند 1395نظر دهید »

 

┄┄┄┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄┄┄┄

توسل به حضرت علی( علیه السلام)
داستان عجیب امانت مرد هندی و توسل به حضرت علی(علیه السلام)

عالم زاهد سید هاشم بحرانی می گوید در نجف اشرف شخص عطاری بود كه همه روزه پس از نماز ظهر در دكانش مردم را موعظه می نمود. یك نفر از شاهزادگان هند كه مقیم نجف اشرف شده بود برایش مسافرتی پیش آمد. پس جعبه ای كه در آن گوهرهای نفیسه و جواهرات پر بها بود نزد آن عطار امانت گذاشت و رفت و پس از مراجعت آن امانت را مطالبه كرد عطار منكر گردید. هندی پناهنده به قبر مطهر حضرت امیرالمؤمنین(ع) شد و گفت یا علی(ع) من برای اقامت نزد قبر شما ترك وطن و آسایش نموده و الان هم شاهدی برای گرفتن امانتم ندارم.

شب در خواب آن حضرت به او فرمود هنگامی كه دروازه شهر باز می شود بیرون شو و اول كسی را كه دیدی امانت را از او مطالبه كن او به تو می رساند. اول كسی را كه دید پیری عابد و زاهد بود كه پشته هیزمی بر دوش داشت پس حیا كرد از او چیزی بخواهد. به حرم مطهر برگشت شب دیگر در خواب مانند شب گذشته به او گفتند و فردا همان شخص را دید و چیزی نگفت و شب سوم و روز سوم هم همان!  این بار حالات خود را برایش گفت. آن بزرگوار ساعتی فكر کرد و گفت فردا بعد از ظهر در دكان عطار بیا. فردا هنگام اجتماع خلق در دكان عطار آن مرد عابد گفت امروز موعظه كردن را به من واگذار و او هم قبول كرد. مرد عابد گفت ای مردم من از حق الناس سخت در هراسم ولی با این وصف پیشامد ناگواری برایم واقع شد كه می خواهم امروز شما را به آن با خبر و از سختی عذاب الهی بترسانم.

من محتاج به قرض گرفتن شدم و از یك نفر یهودی ده قِران گرفتم و شرط كردم كه به مدت بیست روز به او پس می دهم یعنی روزی نیم قران. تا ده روز نصف طلب را به او رساندم و بعد او را ندیدم احوالش را پرسیدم گفتند به بغداد رفته پس از چندی شبی در خوب دیدم گویا قیامت بر پا شده است. من به فضل الهی از آن موقف خلاص شده و رو به بهشت حركت كردم ولی وقتی به صراط رسیدم صدای نعره جهنم را شنیدم پس آن مرد طلبكار یهودی را دیدم كه مانند شعله آتشی در جهنم بیروم آمد و راه را بر می بست و گفت پنج قران طلبم را بده و برو. گفتم من خیلی گشتم و تو را ندیدم كه طلبت را بدهم. گفت پس بگذار تا یك انگشت خودم را بر بدنت گذارم و من هم پذیرفتم. وقتی انگشتش را بر سینه ام گذاشت از سوزش آن جزع كرده بیدار شدم دیدم جای انگشتش بر سینه ام زخم است و تا به حال هم مجروح است و هر چه مداوا كردم فایده نبخشید. پس سینه خود را گشود و نشان مردم داد و چون مردم دیدند صداها به گریه و ناله بلند شد و عطار هم سخت از عذاب الهی در هراس شد. آن شخص هندی را به خانه خود برد و امانت را به او داد و معذرت خواست.
. (به نقل از میرزا حسین نوری(ره)، دارالسلام، جلد ۱ صفحه ۲۴۷)
 
┄┄┄┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄┄┄┄

   سه شنبه 17 اسفند 1395نظر دهید »

💠چرا رهبری با مفاسد برخورد نمی کند؟!
حجت الاسلام استاد پناهیان:
🔷🔶🔹 ما اول باید رهبری و ولایت را معنا کنیم و شیوه ولایت را مورد بحث قرار دهیم. اگر ما با شیوه اعمال ولایت در رهبری که اسلام قبول دارد آشنا نباشیم این سئوال‌ها برای ما پیش می‌آید. در شیوه اداره جامعه توسط ولی، چه اولیاء خدا را در نظر بگیریم و چه حکومت خودمان را درنظر بگیریم که یکی از نائبان عام به‌عنوان ولی فقیه مسئولیت به‌عهده می‌گیرند، در این شیوه رهبر کلیت جامعه را اداره می‌کند. نه اینکه شخصاً مسئولیت تک‌تک عملیات مسئولان و مدیران را برعهده بگیرد.
🔸وقتی کلیت جامعه را اداره کرد، شبیه داوری که یک بازی را اداره می‌کند، وقتی داور زمین بازی را درست اداره کرد، این بازیکنان هستند که بازی را رقم می‌زنند و همه از رهبری انتظار دارند در درجه اول کنترل و مدیریت کلان بازی را برعهده بگیرد. اتفاقاً این تشبیه را یک‌بار مقام معظم رهبری در باره رهبریت به‌کار بردند که بسیار از اوقات رهبری در قامت یک داور است.
🔹 رهبری چه‌وقت در جزئیات دخالت می‌کند؟ وقتی موضوع فوق‌العاده حساس شود. شیوه دخالت، مرحله‌بندی شده است. ابتدا تذکر می‌دهد، بعد در مقام توبیخ عمومی قرار می‌دهد، بعد دستور مشخص می‌دهد و دخالت می‌کند. رهبری هرچقدر بتواند با دستور مشخص و جزئی کمتری جامعه را اداره کند، موجب رشد جامعه خواهد شد. خود جامعه باید مدیران منتخب خودشان را کنترل و نظارت کنند و آرای خود را برای دفعات بعد اصلاح کنند. مردم وقتی به کسی رأی می‌دهند باید نتیجه رأی خود را ببینند.
🔸شیوه رهبری ورود مستقیم در همه امور نیست، بلکه تربیت و رشد جامعه است

چون مردم باید مسئولیت آرای خود را بپذیرند. پس نتیجه آرای خود را نیز باید ببینند. منتهی اگر این مسیر تا جایی رفت که خطر خیلی بالا شد، رهبری در جزئیات دخالت می‌کنند.

در ادامه بیشتر بخوانید:

💟👉 https://goo.gl/mr9AN5
ــــــــــــــــــــ

   دوشنبه 16 اسفند 13951 نظر »

 

🔷چرا پیغمبران از ما کمتر مرید داشته اند؟!

   دوشنبه 16 اسفند 13951 نظر »

 ‍

✅آزادی بیان در سیره ی اهل بیت
🔳استاد شهید مطهری-رضوان الله علیه-

🔹اﮔﺮ ﺩﺭ ﺻﺪﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺗﺎ ﻛﺴﻰ ﻣﻰﺁﻣﺪ ﺩﺭ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﻣﻰﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﻣﻰﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺑﺰﻧﻴﺪ، ﺑﻜﺸﻴﺪ! ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺳﻼﻣﻰ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ! ﺍﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺑﺎﻗﻰ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺷﺠﺎﻋﺖ ﻭ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺑﺎ ﺍﻓﻜﺎر ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻮﺍﺟﻪ شده.   

🔹دﺭ ﻣﺠﻠﺴﻰ ﻛﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺿﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﺮﺩﻩﺍﻧﺪ، ﺑﺒﻴﻨﻴﺪ ﻳﻬﻮﺩﻯ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺿﺎ ﭼﻪ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ؟! ﻣﺴﻴﺤﻰ ﭼﻪ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ؟! ﺯﺭﺩﺷﺘﻰ ﭼﻪ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ؟! ﻭ ﻣﺎﺩﻯ ﻣﺴﻠﻚ ﭼﻪ ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ؟! ﺣﺮﻑﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻰﮔﻔﺘﻨﺪ ﻭ ﺿﺒﻂ می ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻃﻮﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﻛﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺎﻗﻰ ﻣﺎﻧﺪﻩ. 

🔹ﺩﺭ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﺍﺳﻼﻡ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻣﻮﺍﺟﻬﻪ ﺻﺮﻳﺢ ﻭ ﺷﺠﺎﻋﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻭ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﻣﺘﻨﺎﻗﺾ ﺑﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﻣﻰﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﺣﻴﺎﺕ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻫﺪ.

📚مجموعه آثار استاد شهید مطهری ج.24 ص.129-130

___________________________

   دوشنبه 16 اسفند 1395نظر دهید »

 

در_محضر_قرآن

کم‌های زیاد و زیاد‌های کم!

از امیرالمومنین علی علیه السلام پرسیدم تفسیر این آیه چیست? 

و له اسلم من فی السماوات و الارض طوعا و کرها

فرمودند هنگام ظهور قائم (عج)  همه خواه ناخواه تسلیم به او و مومن به خدا خواهند شد.

تعدادشان هم مهم نیست،

اگر خدا اراده کند،زیادها را خیلی کم  و کم ها را خیلی زیاد می کند. 

 اراده خدا را دست کم نگیرید. 

🔰💠🔰

💠🌐

   دوشنبه 16 اسفند 1395نظر دهید »

 

✅ ﺍﺯ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﺩﻭﻻﺑﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
💢 ﻭﺿﻌﯿﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ چگونه خواهد بود ⁉️
🔷 ﻣﺜﺎﻝ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺯﺩﻧﺪ، ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
💠 ﻣﺜﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺪﺭﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﺣﺒﺲ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ: ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻭﻡ ﻭ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻡ.

ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﭘﺸﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ.
🔸ﭘﺴﺮﺍﻭﻝ؛ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩ ﭘﺪﺭ ﺳﻮﺀﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺍﺗﺎﻕ ﻭ ﺷﺮﺍﺭﺕ!
🔸ﭘﺴﺮﺩﻭﻡ؛ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ ﭘﺴﺮ ﺍﻭﻝ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ﻭ ﺷﺮﺍﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﯿﺎ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﯿﺎ!
🔸ﭘﺴﺮﺳﻮﻡ؛ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ

ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺳﺮﮔﺮﻡ ﻣﯿﺸﻮد!
🔸ﭘﺴﺮ ﭼﻬﺎﺭﻡ؛ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﭘﺪﺭ ﭘﺸﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺗﺐ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺗﺎﻕ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﯿﺎﻣﺪﻥ ﭘﺪﺭ ﻧﯿﺴﺖ؛

ﺍﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ. ﭘﺲ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ: ﻫﺮ ﭼﻪ ﻫﻢ ﭘﺪﺭ ﺩﯾﺮﺗﺮ ﺑﯿﺎﯾﺪ، ﻣﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﭘﺪﺭ ﻫﻢ ﻣﺮﺍ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ، ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺁﻣﺪن ﭘﺪﺭ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ.
 ﺁﺭﯼ؛ ﺍﯾﻦ ﻣﺜﺎﻝ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺳﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ❗️
⬅️ ﻋﺪهﺍﯼ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﻬﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﯾﻢ…!
⬅️ ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺍﺻﻼ ﺁﻗﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻣﺸﻐﻮﻟﯿﻢ…!
⬅️ ﻋﺪﻩﺍﯼ ﻫﻢ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺴﺖ ﻣﯿﻨﺸﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺁﻗﺎ ﺑﯿﺎ ﺁﻗﺎ ﺑﯿﺎ…!
⬅️ عده‌ای هم از هیچ کاری برای رضایت ولی امرشان دریغ نمی‌کنند.
🌺 أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌺

➕ 

   یکشنبه 15 اسفند 1395نظر دهید »

 ملاک شیعه بودن از نگاه فاطمه زهرا (سلام الله علیها )

 مردى به همسر خود گفت

برو خدمت حضرت فاطمه دختر رسول خدا (صلّى الله عليه و آله و سلّم) و از او درباره من سؤال كن كه آيا من از شيعيان آنها هستم يا نه؟ 

آن زن خدمت حضرت زهرا عليها السّلام آمد و پرسيد.

 حضرت فرمودند:

 به همسرت بگو اگر به آن چه ما دستور داديم عمل ميكنی و از آنچه نهى نموديم خوددارى ميكنى تو از شيعيان ما هستی و الّا نه.

زن بازگشت و جريان را به شوهرش گفت.

مرد تا شنيد گفت: 

واى بر من؛ كيست كه بتواند از گناه و لغزش جدا شود و در اين صورت من در دوزخ جاويد و هميشگى هستم؛ زيرا با اين بيان كه حضرت فرموده من شيعه آنها نيستم و هر كس شيعه اهل بيت نباشد؛برای همیشه در آتش دوزخ است.

زن دوباره خدمت حضرت زهرا عليها السّلام آمد و سخن شوهرش را عرض كرد.

حضرت فرمودند:

به او بگو چنين نيست، شيعيان ما بهترين مردم بهشت هستند و هر كس ما را دوست دارد و دوستدار دوستان ما و دشمن دشمنان ماست و با دل و زبان تسليم ماست؛ اگر مخالفت دستورات ما كند از شيعيان ما نيست ولى با اين وضع آنها نيز اهل بهشت هستند 

امّا بعد از اينكه با ابتلاء به مصيبت‏هاى دنيا يا گرفتارى در عرصه قيامت و مشكلات گوناگون آن روز يا رفتن در طبقه بالاى دوزخ از گناهان پاك شود.

و وقتى پاك شد چون از دوستان ماست او را نجات ميدهيم و او را به جايگاه خود در بهشت منتقل مي سازيم‏.
📚📚 منبع

بحار الانوار ج ۶۵ ص ۱۵۵
🔰💠🔰

💠🌐

   یکشنبه 15 اسفند 1395نظر دهید »

 

🔶 خیرالعمل محبت به حضرت فاطمه 🔶

🌷 سُئِلَ الصَّادِقُ عَنْ مَعْنَى حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ فَقَالَ خَيْرُ الْعَمَلِ بِرُّ فَاطِمَةَ وَ وُلْدِهَا وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ الْوَلَايَةُ.
 از حضرت امام_صادق عليه السّلام راجع به معنى: حى على خير العمل پرسش شد،

حضرت فرمودند: منظور از اين جمله:

نيكوئى نمودن به فاطمه اطهر و فرزندان وى مى‏باشد (بنابر روايتى منظور ولایت آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله است.)
📚 بحار الأنوار (ط - بيروت) ج‏٤۳ ص٤٤

✅🌹

   شنبه 14 اسفند 13953 نظر »

 

▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹
کتاب مقام ليلة‌القدري فاطمه (س)

(استاد اصغر طاهرزاده)

وقتي پيامبر خدا(ص) مي‌فرمايند: «فاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنّي»؛ يعني فاطمه پاره‌اي از من است، خبر از حقيقتي بزرگ مي‌دهد، چراكه حضرت كسي نيست كه صرفاً بر اساس عاطفه پدري، چنين سخني را بگويد، چون اوّلاً؛ دخترانِ ديگري هم داشته‌اند و چنين حرف‌هايي در مورد آن‌ها نفرموده‌اند. ثانياً؛ خداوند در مورد پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: «ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوي»؛ يعني او از سر ميل خود سخن نمي‌گويد. پس بايد دقّت كرد تا ببينيم ايشان با گفتن: «فاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنّي»؛ چه پيامي را به بشريت داده‌ و چه رازي را براي انسان‌ها گشوده‌اند. حتماً مي‌دانيد كه قضيه از اين قرار بوده كه به گفتة مالك‌بن‌اَنس؛ پيامبرخدا(ص) در حالي كه با اصحاب خود نشسته بودند، سؤال كردند: چه كسي مي‌داند بهترين عمل براي زن چيست - چون سؤال از بهترين عمل براي زن بود- علي(ع) سؤال را با فاطمه(س) در ميان گذاشت، فاطمه(س) فرمود: «بهترين وظيفه و عمل براي زن آن است كه نامحرمي او را نبيند و او هم نامحرمي را نبيند»؛(«جلوه نور»، سعادت‌پرور، ص12.) كه بحث روي اين جمله فرصت ديگري را مي‌طلبد. به‌هرحال امير‌المؤمنين(ع) آمدند و جواب فاطمه‌زهرا(س) را مطرح كردند، پيامبر خدا(ص) سؤال كردند: اين جواب را از چه كسي آموختي؟ حضرت علي(ع) عرض كرد: از فاطمه. پيامبر(ص) در حالي كه از آن جواب به شعف آمده بودند، فرمودند: «فاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنّي»؛ يعني فاطمه پاره‌اي از من است، چون رسول‌خدا(ص) مي‌فهمند جايگاه اين جواب كجاست، كسي كه با جبرئيل ارتباط دارد و آگاه به خزينه‌هاي غيب الهي است، جايگاه جملات را مي‌داند. در واقع رسول‌الله(ص) مي‌خواهند بفرمايند علم فاطمه از خزينه نبوّت و رسالت است، يعني شعور فاطمه‌زهرا(س) در كنار شهود معنوي پيامبرخدا(ص) است و عجيب است كه علي(ع) هم از چنين مقامي آگاهي دارند و لذا به جاي اين‌كه خودشان جواب رسول خدا(ص) را بدهند، مي‌دانند در اين موضوع كشف فاطمه(س) معتبر است و لذا به ايشان رجوع مي‌كنند و از حقيقتي كه فاطمه(س) به‌دست آورده است استفاده مي‌كنند و به محضر رسول خدا(ص) ارائه مي‌نمايند.

▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹
▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹

شايد برايتان سؤال پيش آيد كه چرا بالأخره اصحاب نظر خودشان را نگفتند، و يا چرا لااقل امير‌المؤمنين(ع) نظر خودشان را نفرمودند، و چرا فاطمه‌زهرا(س) به‌راحتي نظر دادند. يادتان باشد در محضر پيامبر خدا(ص) كسي حق نظر دادن دارد كه مطمئن باشد نظرش حق است، با گمان‌ها و احتمال‌ها كه نمي‌توان در محضر رسول‌خدا(ص) اظهار نظر كرد. كسي در آن محضر حق نظر دارد كه در مقام كشف حقيقت باشد و متوجّه باشد كه آن كشف، كشف معصومانه است و اظهارنظر صريح و بدون تأمل فاطمه‌زهرا(س) نشان مي‌دهد كه خداوند حقيقت چنين موضوعي را علاوه بر پيامبر(ص) در اختيار فاطمه‌زهرا(س) قرار داده است. پيامبر و اهل بيت پيامبر(ص) اگر چيزي را از عالم غيب نگيرند اصلاً نظر نمي‌دهند، آن‌ها مثل ما نيستند كه اگر چيزي به نظرشان آمد به‌راحتي اظهار نظر كنند. ما هر چه را فكر كنيم درست است مي‌گوييم، معلوم است كه حضرت امير‌المؤمنين(ع) هم در جواب آن سؤال نظر به عالم غيب كرده‌اند ولي چيزي برايشان كشف نشده است، چراكه خداوند بعضي از حقايق را به بعضي از اولياء خود مي‌دهد. چنانچه در مورد صحيفه حضرت فاطمه ‌زهرا(س) داريم كه فاطمه‌زهرا(س) آن حقايق را كه كشف مي‌كردند، مي‌گفتند و علي(ع) مي‌نوشتند و در قرآن نيز داريم كه خداوند علمي را به حضرت خضر(س) داد و به موسي(ع) فرمود: برو از او بياموز؛ (سوره كهف، آيه 65.) كه داستانش مفصل است، البته علم امامت و رهبريِ جامعه بعد از پيامبرخدا(ص) در اختيار علي(ع) است و در اين مورد فاطمه‌زهرا(س) هم تابع علي(ع) هستند، ولي عرضم اين بود كه ملاحظه كنيد چگونه گاهي كشف فاطمه(س) از حقايق عالم غيب طوري است كه پيامبر خدا(ص) مي‌فرمايند: از نوع كشف من است و فاطمه پاره‌اي از من است. 
https://telegram.me/ziart_ashora

▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹▪️🌹

   جمعه 13 اسفند 1395نظر دهید »

 

⚜️ ما خودمان گم شده‌ايم ⚜️
🔅 میرزا اسماعیل دولابی (ره):

ما مثل بچه اي هستيم كه پدرش دست او را گرفته است تا به جايي ببرد و در طول مسير از بازاري عبور مي كنند.

بچه شيفته ويترين مغازه ها مي شود و دست پدر را رها مي كند و در بازار گم مي شود.

وقتي هم متوجه مي شود كه ديگر پدر را نمي بيند، گمان مي كند پدرش گم شده است؛ در حالي كه در واقع خودش گم شده است.

انبياء و اولياء، پدران خلقند و دست خلائق را مي گيرند تا آنها را به سلامت از بازار دنيا عبور دهند. غالب خلائق، شيفته متاع هاي دنيا شده اند.

امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف) هم گم و غائب نشده است؛ ما گم و محجوب گشته ايم.

   جمعه 13 اسفند 1395نظر دهید »

 

🌺 حضرت فاطمه زهرا(س):

اگربه آنچه تورا به آن فرمان میدهيم عمل كنى وازآنچه برحذر میداريم دورى كنى ازشيعيان مايى و الاّ هرگز!!

📚بحار الأنوار،ج ۶۸.

   جمعه 13 اسفند 1395نظر دهید »

 

حضرت فاطمه زهرا علیها السّلام فرمودند:
إنَّ شِيعتُنا مِنْ خِيارِ أهْلِ الْجَنَّةِ.
شيعيان ما بهترين اهل بهشت هستند.
📚 لئالی الاخبار، ج ۵، ص ۱۶۳

   جمعه 13 اسفند 1395نظر دهید »

 

◾️ امام خمینی (ره) :

« بالاترين مصيبتى كه بر اسلام وارد شد ،

،همين مصيبت سلب حكومت از حضرت امير ( سلام الله علیه ) بود ؛

 و عزاى او از عزاى كربلا بالاتر ( است ). »

 صحيفه نور ج‏۲ ص۳۵۹

☑️

   پنجشنبه 12 اسفند 13951 نظر »

باید هر حرف و کلمه و هر اشاره ای در زندگی این بزرگوار (حضرت زهراسلام الله علیها)  برای ما سرمشق باشد. 

به محبت دورادور و احساس محبت اکتفا نکنیم… 

این احساس را در زندگی پیاده نماییم.. 

اگر محبت نباشد،این رابطه عملی بوجود نمی آید. 

در سایه آن محبت می شود این پیوند و پیوستگی عملی را بوجود آورد.

امابدون این پیوستگی و پیوند عملی، اصل آن محبت زیر سوال خواهد رفت.. 

******

.( قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله) 

(دنباله محبت، باید اطاعت و متابعت باشد.) 

********* .

۱۳۶۹.۱۰.۱۷

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

بارگذاری…
باید هر حرف و کلمه و هر اشاره ای در زندگی این بزرگوار (حضرت زهراسلام الله علیها)  برای ما سرمشق باشد. 

به محبت دورادور و احساس محبت اکتفا نکنیم… 

این احساس را در زندگی پیاده نماییم.. 

اگر محبت نباشد،این رابطه عملی بوجود نمی آید. 

در سایه آن محبت می شود این پیوند و پیوستگی عملی را بوجود آورد.

امابدون این پیوستگی و پیوند عملی، اصل آن محبت زیر سوال خواهد رفت.. 

******

.( قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله) 

(دنباله محبت، باید اطاعت و متابعت باشد.) 

********* .

۱۳۶۹.۱۰.۱۷

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 :idea: بهترین حکومت از نظر حضرت زهرا چیست؟

 

رهبرانقلاب: 

🌹🌹🌹«فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) در بستر بیماری به زنان مدینه فرمود اگر علی را بر سر کار می گذاشتند، «لساربهم سیراً سُجُحاً» راه زندگی را بر مردم هموار می کرد. بهترین شکل حکومت کردن این است که حکومت به مردم زخم نزند؛ زندگی مردم را هم از لحاظ مادی و معنوی آباد کند. اینها را فاطمه ی زهرا آن روز فرمود.» ۸۳/۸/۱۵ 

 

🏴 صفحه تاریخِ KHAMENEI.IR👇🏻

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 

🔆حضرت زهرا(علیها السلام) در آن سخنرانى معروفش در مسجد فرمود:

🔅خداوند ایمان را براى تطهیر شما از شرك قرار داد،

🔅و نماز را براى پاك شدن شما از تكبّر،

🔅وَ زكات را براى پاك كردن جان و افزونى رزقتان،

🔅و روزه را براى تثبیت اخلاص،

🔅و حجّ را براى قوّت بخشیدن دین،

🔅و عدل را براى پیراستن دلها،

🔅و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملّت،

🔅و امامت ما را براى در امان ماندن از تفرقه،
🔅 و جهاد را براى عزّت اسلام،

🔅 و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

🔅و امر به معروف را براى مصلحت و منافع همگانى
🔅و نیكى كردن به پدر و مادر را سپر نگهدارى از خشم،

🔅 و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

🔅و قصاص را وسیله حفظ خونها،

🔅و وفاى به نذر را براى در معرض مغفرت قرار گرفتن،

🔅و به اندازه دادن ترازو و پیمانه را براى تغییر خوى كمفروشى،

🔅 و نهى از شرابخوارى را براى پاكیزگى از پلیدى،

🔅 و دورى از تهمت را براى محفوظ ماندن از لعنت،

🔅و ترك سرقت را براى الزام به پاكدامنى،

🔅 و شرك را حرام كرد براى اخلاص به پروردگارى او،

🔅بنابراین، از خدا آن گونه كه شایسته است بترسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

🔅 و خدا را در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید

 ⚜

   پنجشنبه 12 اسفند 13952 نظر »

 

🌺 حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها فرمودند :
امام همچون کعبه است که مردم باید به سویش بیایند؛نه اینکه منتظر باشند که او بیاید
📚بحار؛ج۳۶ص۳۵۶

 

✅🌹

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 

📛 شاید انقلاب ایران از مسائلی بود که جبرئیل در آن ۷۵ روز برای حضرت زهرا(س) نقل می‌کرد
🔹 حتی درباره ائمه هم من ندیده‌ام که وارد شده باشد که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط برای حضرت_زهرا - سلام الله علیها- ست که جبرئیل به طور مکرر در این ۷۵ روز وارد می‌شده و مسائل آتیه‌ای که بر ذریه او می‌گذشته است، را می‌گفته است و حضرت_امیر هم ثبت می‌کرده است. 
🔹 شاید یکی از مسائلی که گفته است، راجع به مسائلی است که در عهد ذریه بلندپایه او حضرت_صاحب- سلام الله علیه- است، برای او ذکر کرده است که مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمی‌دانیم، ممکن است. 
🔹 من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده‌اند، بالاتر می‌دانم. این تعبیری که مراوده داشته است جبرئیل در این هفتاد و چند روز، برای هیچ کس تا کنون واقع نشده و این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه- سلام الله علیها- است.
📚 صحیفه امام خمینی (ره)؛ جلد ۲۰؛ ۱۱ اسفند ۱۳۶۴
👥

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 

🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹

اعتراف مغیره لعنت الله علیه به جنایاتی که در هجوم به خانه وحی انجام داده است.

💐💠💐💠💐💠💐💠💐💠💐💠
ﺷﺨﺼﯽ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ عرض کرد
ﻣﻐﯿﺮﻩ بیمار است ؛

 ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﺮﮔﺶ ﺷﻮﺩ.
حضرت به سرعت ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ :

ﺑﺮﻭﯾﻢ ﻋﯿﺎﺩﺕ ﻣﻐﯿﺮﻩ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻭ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻣﺎﺳﺖ.
ﮐﻨﺎﺭ او ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﮔﻔﺖ: ﺁﯾﺎ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ ؟
ﺍﻣﺎﻡ علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩند: ﺍﺯ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺷﻨﯿﺪﻡ ، ﺍﮔﺮ ﺑﻨﺪﻩ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﺣﺘﻀﺎﺭ ﻫﻢ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﭘﺬﯾﺮﺩ
ﺁﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺎﺵ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ توبه ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺟﺰ ﺩﻭ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ به آن ها ﺭﺍﺿﯽ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﺴﺘﻢ ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻋﻤﻞ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺗﻮﺑﻪ کرده باشم .
👈اول ﻃﻨﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺑﯿﻌﺖ ﺑﻪ ﺯﻭﺭ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻥ ﭘﺪﺭﺕ علی ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ،

👈 دوم ﺳﯿﻠﯽ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺕ فاطمه ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ زدم.

 📚📚 منبع 

     ﻧﺎﺳﺦ ﺍﻟﺘﻮﺍﺭﯾﺦ ﺝ ۲ / ﺹ ۶۸

   پنجشنبه 12 اسفند 13951 نظر »

 

🌹💐🌹💐🌹💐🌹💐🌹💐🌹💐

 چرا فاطمه «سلام‌الله علیها» وصیت کرد شبانه او را دفن کنند؟ 

🌹💠🌹💠🌹💠🌹💠🌹💠🌹💠
 تاریخ، كارش همیشه لوث است. افرادی جنایتی را مرتكب می‌شوند و بعد خودشان در قیافه یک دلسوز ظاهر می‌شوند برای اینكه تاریخ را لوث كنند، عین كاری كه مأمون كرد: امام رضا را شهید می‌كند، بعد خودش بیش از همه مشت به سرش می‌زند و فریاد می‌كند و مرثیه‌سرایی می‌نماید، و لهذا تاریخ را در ابهام باقی گذاشته كه عده‌ای نمی‌توانند باور كنند كه مأمون بوده است كه امام رضا را شهید كرده است. این لوث تاریخ است.

زهرا برای اینكه تاریخ لوث نشود، فرمود مرا شب دفن كن‌ لااقل این علامت استفهام در تاریخ بماند پیغمبر یک دختر كه بیشتر نداشت؛ چرا باید این یک دختر شبانه دفن بشود و چرا باید قبرش مجهول بماند؟ این بزرگترین سیاستی است كه زهرای مرضیه اعمال كرد كه این در را به روی تاریخ باز بگذارد كه بعد از هزار سال هم كه شده بیایند و بگویند
 وَ لِاَیِّ الْاُمورِ تُدْفَنُ لَیْلاً

بِضْعَةُ الْمُصْطَفی وَ یُعْفی ثَراها
تاریخ بگوید: سبحان اللّه! چرا دختر پیغمبر را در شب دفن كنند؟! مگر تشییع جنازه یک امر مستحبی نیست، آن‌هم مستحب مؤكَّد، و آن‌هم تشییع جنازه دختر پیغمبر؟! چرا باید افرادی معدود به او نماز بخوانند؟! و چرا اصلاً محل قبرش مجهول بماند و كسی نداند زهرا را در كجا دفن كرده‌اند
📚📚 منبع 

مرتضی مطهری سیری در سیره نبوی

انتشارات صدرا صفحه ۲۲۵

   پنجشنبه 12 اسفند 13951 نظر »

 

بارگذاری…

🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸

میهمان حضرت

💐💠💐💠💐💠💐💠💐💠💐💠

فرزند آیت الله العظمی میرزا جواد تبریزی رحمه الله می گوید: حرکت مرحوم میرزا با پای برهنه با جمعی از فضلا، طلاب و مؤمنین در روز سوم جمادی الثانی یعنی روز شهادت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در فصل گرما واقع می شد؛ گرما بسیار سوزاننده بود، حتی یک گام برداشتن بر روی زمین با پای برهنه مشکل بود، به طوری که من طاقت نداشتم قدمی بردارم. از این رو به مرحوم والد رو کرده و گفتم: آقا! گرما شدید است، شما اگر اذیت می شوید، کفش بپوشید.
ایشان همان طور که به سینه می زد و گریه می کرد، فرمودند:

«فرزندم! بگذار پاهایم بسوزد. برای مصیبت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام هر کاری بکنم، کم است. مگر این دخت رسول خدا صلی الله علیه و اله چه گناهی داشت که این همه ظلم در حق او مرتکب شدند. پسرم! مگر مصیبت حضرت کم بود؟ ما در مصیبت بی بی دو عالم علیها السلام هر کاری کنیم، کم کرده ایم. می خواهم هر آن چه در توان دارم در راه حضرت فاطمه زهرا علیها السلام تلاش نمایم تا قیامت حسرت آن را نخورم.»
فرزند مرحوم میرزا می گوید: وقتی به خانه برگشتیم، کف پای ایشان بر اثر شدت گرمای سوزان آسیب دیده بود؛ ولیکن ایشان اشک می ریخت و می فرمود:

این برای مصیبت حضرت فاطمه زهرا علیها السلام کم است. ظلم هایی که بر اهل بیت علیهم السلام به خصوص ظلمی که بر حضرت فاطمه زهرا علیها السلام گذشت از مسلّمات تشیع است و به هیچ عنوان نباید در خصوص آن کوتاه آمد؛ زیرا قضیه هجوم به خانه حضرت علیها السلام حکایتی را به دنبال دارد که معاندین اهل بیت علیهم السلام از آن می ترسند و می دانند اگر ین قضیه مطرح شود دستگاه کذایی آنان به خطر می افتد.
یکی از ملازمان ایشان می گوید: روزی در منزل آیت الله سید موسی شبیری زنجانی از مراجع تقلید بودم، فرزند مرحوم استاد آیت الله العظمی تبریزی برای تقدیر و تشکر از شرکت ایشان در مراسم تشییع، به منزل آیت الله زنجانی آمده بودند. آیت الله زاده گفتند: یک طلبه عربستانی از منطقه شیعه نشین عربستان احساء و قطیف زنگ زد و گفت: در عالم خواب، آیت الله تبریزی را دیدم، از ایشان سؤال کردم: آقا دیدید چه تجلیلی و تشییع جنازه عظیمی برای شما انجام گرفت. ایشان پاسخ دادند: «من خبر ندارم زیرا بعد از آنکه از دنیا رفتم حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام آمدند و مرا بردند و چند روزی میهمان حضرت بودم و تازه از خدمت حضرت مرخص شده ام.»

بعد از نقل این خواب آیت الله زنجانی فرمودند: «هنیاً له» بر او گوارا باد

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 ​

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله:

مورد نفرین است، مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام، دخترم ستم کند.

***
📚بحارالانوار، ج ۷۳، ص۳۵۴

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 💠درد بی‌تفاوتی و سهل‌انگاری نسبت به ولایت!
قالت فاطمه( سلام الله علیها): «الیکم عنی، فلاعذر بعد غدیرکم، والامر بعد تقصیرکم، هل ترک ابی یوم غدیرخم لاحد عذرا؟»
🔹🔸حضرت فاطمه(سلام الله علیها) خطاب به مهاجرین و انصار فرمود:
 از من دور شوید، و مرا به حال خود رها کنید، با آن همه بی‌تفاوتی و سهل‌انگاری‌هایتان، عذری برای شما باقی نمانده است. 
آیا پدرم در روز غدیرخم برای کسی جای عذری باقی گذاشت؟! (1)

___________________

1- احتجاج، ج 1، ص 146

🔸در تاریخ بیندیشیم …🔸

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 🔴دلیل دردها و تنهاماندن حضرت زهرا(س) چه بود؟!
💠دردهای حضرت زهرا (س) ناشی از درک او بود؛درک او از آینده ای که مردم داشتند برای خودشان می ساختند. او و خانوادۀ گرامیش به این دلیل تنها_مانده بودند که کسی درک آنها را نداشت.
💠 مردم نمی‌فهمیدند در اثر دفاع نکردن از حق چه نتایج_شومی در انتظارشان است. تازه از شدت گریه‌های حضرت زهرا(س) هم متعجب می‌شدند.

استاد_پناهیان

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 🏴 والاترين فضيلت حضرت زهرا سلام الله علیها از زبان حضرت امام(ره)

 

🔻راجع به حضرت صديقه عليهاالسلام، خودم را از هر ذكرى قاصر می ‏دانم. فقط به اين روايت شريف که با سند معتبر نقل شده است، اكتفا می ‏كنم. حضرت صادق عليه السلام می ‏فرمايد: فاطمه عليهاالسلام بعد از پدرش، ۷۵ روز در اين دنيا نبودند و حزن و شدت بر ايشان غلبه داشت. جبرئيل امين می ‏آمد و به ايشان تعزيت عرض می ‏كرد و مسايلى از آينده نقل می ‏فرمود. ظاهر روايت، اين است كه در اين ۷۵ روز مراوده ‏اى بوده است؛ يعنى رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است. 

 

گمان ندارم كه غير از طبقه‏ اول از انبياى عظام درباره‏ ى كسى اين طور وارد شده باشد كه در ظرف ۷۵ روز جبرئيل امين چنين رفت و آمدى داشته باشد. جبرائيل، مسايل واقع در آتيه و آنچه را كه به ذريه ى فاطمه عليهاالسلام مى رسيده است، ذكر مى كرده و حضرت امير هم آنها را مى نوشته است. حضرت امير، همان طورى كه كاتب وحى رسول خدا بوده است- و البته آن وحى به معناى آوردن احكام، با رفتن رسول خدا، تمام شد- كاتب وحى حضرت صديقه در اين ۷۵ روز نيز بوده است. 

 

🔳مسأله ‏ى فرود آمدن جبرئيل، يك مسأله‏ ى ساده نيست؛ خيال نشود كه جبرئيل براى هر كسى امكان دارد بيايد و يك تناسب كامل بين روح آن كسى كه جبرئيل بر او وارد مى شود و مقام جبرئيل، كه روح اعظم است، لازم است. چه ما همچون اهل نظر قايل شويم كه قضيه ى تنزل جبرئيل، به واسطه ى روح خود ولى يا پيغمبر است كه روح ولى، جبرئيل را تنزيل مى دهد و تا مرتبه ى پايين وارد مى كند يا همچون بعض اهل ظاهر، بگوييم حق تعالى او را مأمور مى كند كه برو و اين مسايل را بگو، تا تناسبى بين روح اين كسى كه جبرئيل به نزد او مى آيد و بين جبرئيل كه روح اعظم است، نباشد اين معنا امكان ندارد. اين تناسب، تنها بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياى درجه ى اول بوده است؛ مثل رسول خدا، موسى، عيسى، ابراهيم و امثال اينها. اين تناسب براى همه كس نبوده است و بعد از اين هم، براى كس ديگرى واقع نشده است، حتى درباره ى ائمه هم من نديده ام كه چنين امرى وارد شده باشد.

 

🔻طبق آن چيزى كه من ديده ام فقط براى حضرت زهرا عليهاالسلام وارد شده است كه جبرئيل به طور مكرر در طول ۷۵ روز وارد مى شده و مسايل آتيه را كه بر ذريه ى او مى گذشته است، مى گفته و حضرت امير هم ثبت مى كرده است، شايد يكى از مسايلى كه گفته است، راجع به مسايلى بوده است كه در عهد ذريه ى بلندپايه ى او حضرت صاحب عليه السلام واقع مى شود كه مسايل ايران هم جزو آن مسايل باشد؛ ما نمى دانيم، ممكن است. در هر صورت من اين شرافت و فضيلت را از همه ى فضايل عظيمى كه براى حضرت زهرا ذكر كرده اند، بالاتر مى دانم؛ فضيلتى كه براى غير انبيا عليهم السلام، آن هم نه همه ى انبيا، بلكه براى طبقه ى بالاى انبيا عليهم السلام و بعضى از اوليايى كه در رتبه ى آنها مى باشند، براى كس ديگرى حاصل نشده است. و با اين كيفيت كه جبرئيل در طول هفتاد و چند روز مراوده داشته باشد، براى هيچ كس تاكنون واقع نشده است. اين فضيلت، از مختصات حضرت صديقه عليهاالسلام است. 

 

امام خمينى در ديدار با گروهى از خواهران به مناسبت روز زن، تاريخ ۱۱/ ۱۲/ ۶۲. صحيفه ى نور: ج ۱۹، ص ۲۷۸. با اندكى ويرايش.

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

:❤️فاطمه یعنی… 
🌷خلايق از معرفت فاطمه عاجزند…..🌷

❤️قال الصادق عليه السلام: 
🌼«انا انزلناه فى ليلة القدر، الليلة، فاطمة و القدر، اللَّه. فمن عرف فاطمة حق معرفتها، فقد ادرك ليلة القدر و انما سميت «فاطمة» لان الخلق فطموا عن معرفتها،🌼

💞امام صادق عليه السلام درباره آيه ى كريمه «انا انزلناه فى ليلة القدر» فرمود:
❣مراد از «ليلة» فاطمه است. مراد از «قدر» خداوند است، 

❣پس هر كس مادرم فاطمه ى زهرا عليهاالسلام را آن گونه كه بايد، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.
👈 مادرم «فاطمه» ناميده شد، 

زيرا خلايق از معرفت او عاجزند.»

📚 بحارالانوار، ج 43، ص 65 ر 58 از تفسير فرات بن ابراهيم.]

   پنجشنبه 12 اسفند 13951 نظر »

 آیت الله وحید خراسانی :
نه من، نه تو، نه شیخ طوسی تا شیخ انصاری درک نکرد که فاطمه‌ی زهرا کیست…

.

از کسی بپرس که فاطمه کیست که… در جنگ احد رسول خدا به عیادت امیرالمؤمنین آمد، دید بدن سوراخ سوراخ، فتیله توی این سوراخ‌های بدن برای مداوا می‌برند؛ آن صبری که روزگار مثلش را ندیده بود، تا چشمش افتاد، بی‌طاقت شد، بلند بلند گریه کرد اما خود علی چه کرد؟
تبسمی کرد، گفت: یا رسول الله! إن ذلک فی ذات الله لقلیل. علی را کی شناخت؟! ان ذلک فی ذات الله لقلیل. همچو صبری! پیغمبر ناله زد، او تبسم کرد. شب نوزدهم جبرئیل بین زمین و آسمان فریاد زد: تهدمت والله ارکان الهدی اما خود او لبخند زد، گفت: فزت ورب الکعبه. فاطمه را این شخص شناخت. 

همچو کسی! آن اُحُد! این صبح نوزدهم! اما مهم این جمله است، وقتی جنازه را تحویل پدرش داد، گفت: ای کاش علی مرده بود! نفسی… .

نفسی علی زفراتها محبوسه *** یا لیتها خرجت مع الزفرات؛

 جان من با ناله‌های من گره خورده، ای کاش! با این ناله جان می‌دادم اما بدن تو را این چنین تحویل پدرت نمی‌دادم.

🌺🌺

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

امام خمینی (ره )می فرمود: 

بالاترین مصیبتی که بر اسلام وارد شد،همین مصیبت سلب حکومت از حضرت امیر سلام الله علیه بود. و عزای ایشان از عزای کربلا بالاتر است. 

مصیبت وارده بر امیرالمومنین و بر اسلام،بالاتر از آن مصیبتی که بر سیدالشهدا سلام الله علیه ،وارد شد. 

صحیفه نور،ج۲،ص۳۵۸

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 

آیت الله گلپایگانی(ره) :

گریه بر سیدالشهداء(ع) تولی است ، اما گریستن در عزای حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم تولی و هم تبری است.

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 ▪️ زیارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ( یادگار ارزشمند امام جواد علیه السلام )
🔸در ایام فاطمیه ، هر جا و هر زمانی ، زیارت آن حضرت را زمزمه می کنیم ، تا به دختر گرامی رسول الله عرض کنیم : ما همواره با شما هستیم و ولایتتان را با جان و دل پذیرفته ایم:
🔸 يا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى بِهِ وَصِيُّهُ فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلايَتِكِ.
🔸ای آزموده شده !

خدایی که تو را آفرید ، پیش از آنکه تو را بیافریند، از تو امتحان گرفت و در آن امتحان ، تو را سر بلند و شکیبا یافت .

ما بر این باوریم که از محبان تو هستیم و ولایتت را پذیرفته ایم ؛ و از آن چه پدر تو و جانشین او برای ما آورده اند ، اطاعت میکنیم و بر آن شکیبا می باشیم .

پس اگر ما ولایت تو را پذیرفته ایم ، فقط از تو میخواهیم به خاطر پذیرش ولایتت ، ما را به پیامبر و جانشین او ملحق کنی ، تا به خود مژده دهیم که به سبب ولایت تو پاک شده ایم.
☑️ 

   پنجشنبه 12 اسفند 1395نظر دهید »

 🏴

رهبرانقلاب:

 از بُعد مجاهدت و حضور در صحنه‌ی تصمیم‌گیری‌های عظیم اجتماعی، فاطمه زهرا در قلّه قرار دارد.
1372.9.17 

   چهارشنبه 11 اسفند 1395نظر دهید »

 
برگی از کتاب. انسان 250ساله
رهبرانقلاب:

زندگی حضرت زهرا، از جهت «جهاد و کار انقلابی»«صبر انقلابی»، «درس و فراگیری»

و «دفاع از نبوت و امامت ‌و نظام اسلامی»

دریای پهناوری از تلاش و در ‌‌نهایت هم شهادت است.

   چهارشنبه 11 اسفند 1395نظر دهید »

 🏴🏴🏴 

ستاره_درخشان_خونین
رهبرانقلاب: فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها به دفاع جانانه از حق_ولايت پرداخت. ۷۳/۹/۳

   چهارشنبه 11 اسفند 1395نظر دهید »

 
ـــــــــــــــــ
امام خامنه ای روحی فداه:
🔴⚠️👈آن کسی می‌تواند در میدان_مبارزه بِایستد که از آن نیروی درونی برخوردار باشد؛ آن‌وقتی می‌تواند درست بفهمد و تشخیص بدهد و دنبال تشخیص حرکت بکند که آن عامل درونی در او فعّال باشد و قوی بشود؛ آن عامل درونی ایمان است.
📆 1395/04/12
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
🔵
🔵👇

 

https://telegram.me/joinchat/DGObBD-a7xu5CbcwJLrv3Q

   چهارشنبه 11 اسفند 1395نظر دهید »

 ✅آخرین ثانیه‌ها
تا دست شما در دست دوستتان قرار دارد، نمی‎توانید با دوست دیگرتان دست بدهید. 

مگر نمی‎گویید با یک دست نمی‎شود دو هندوانه را برداشت؟ 

هم‌چنان با یک دست نمی‎شود با دو نفر دست داد.  
انسان تا دست خود را از دست دنیا بیرون نکشد، نمی‎تواند با آخرت دست بدهد. 

از بیعت ظالم باید خارج بشود تا بتواند با امام زمان خود بیعت کند. 

از کفر باید خارج شود تا بتواند به وادی ایمان قدم بگذارد.  

تا وقتی که آخرین ثانیه‎های شب پایان نیابد، وارد اولین ثانیه‎های روز نخواهید شد.
🔹آیت الله حائری شیرازی

   یکشنبه 8 اسفند 1395نظر دهید »

 🏴 پیروی واقعی از ائمه معصومین، مبارزه با کفر و نفاق است
📝 رهبر انقلاب، دیشب در دیدار با شاعران مذهبی:

▪️پیغمبر اکرم و ائمه معصومین (ص) همگی اهل مبارزه شدید و مؤثر با ظلم، طاغوت، کفر، نفاق و فسق بودند. پیروی واقعی از ائمه معصومین در متابعت عملی از آن بزرگواران و استمرار مبارزه با کفر و نفاق است.

▫️مبارزه با ظالمان منحصر به شمشیر نیست و امروز تبلیغات در دنیا حرف اول را می‌زند.می‌توان با ابزار بیان و شعر با ظالمان مبارزه کرد.

▪️در سالهای اخیر نیز نمونه‌های بسیار خوب و امیدوارکننده‌ای در این خصوص تولید شده است.۹۵/۱۲/۵

   جمعه 6 اسفند 13952 نظر »

 ✅پرسش:
دلایل عقلی و نقلی ولایت فقیه چیست؟ 
🌺پاسخ:
دلایل اثبات ولایت فقیه به این شرح است:
أ. دلیل عقلى:

🔹 عقل حکم می‌کند که در رأس یک حکومت اعتقادى و آرمانى، باید شخصى قرار بگیرد که از آرمان آگاهى دارد و در شریعت اسلام، که آیین، احکام و قوانین الهى است، مصداق چنین شخصى فقیهان هستند.
ب. دلیل نقلى:

🔹براى اثبات ولایت فقیه به روایات فراوانى استناد شده است که برخى از آنها عبارتند از:
1⃣ رسول خدا(ص) فرمود: «اللهم ارحم خلفایى» (خدایا! جانشینان مرا مورد رحمت خویش قرار ده)، از آن‌حضرت‏ سؤال شد: جانشینان شما چه کسانى هستند؟ رسول خدا فرمود: «الّذین یأتون من بعدى یروون حدیثى و سنّتى» (آنان که بعد از من می‌آیند و حدیث و سنّت مرا نقل می‌کنند).
2⃣ توقیع شریفى که مرحوم صدوق در کتاب «اکمال الدین» از اسحاق بن یعقوب نقل می‌کند که حضرت ولى عصر(عج) در پاسخ به پرسش‌هاى او به خط مبارکشان مرقوم فرمودند:

 🌱«أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلى رواة حدیثنا، فإنّهم حجّتى علیکم و أنا حجّة الله علیهم»

 (در رویدادهایى که اتّفاق می‌افتد، به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجّت من بر شمایند و من حجّت خدا بر آنان هستم).
http://yon.ir/W7J8

🌎 مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

   شنبه 30 بهمن 1395نظر دهید »

 از مباحث مهم در سیره امام على(علیه‌السلام)، رفتار حضرت با دشمنان است.این بحث، به دشمن‏ شناسى و نیز شیوه درست‏ برخورد با دشمن مى ‏پردازد.جا دارد که سؤال شود؛دشمنان حضرت چه کسانی بودند؟

 امام على(علیه‌السلام) با دشمنانى مواجه بود كه پیامبر(صلی الله علیه و آله)با این نوع دشمن مواجه نبود. پیامبر با كسانى مقابله كرد كه با گفتار و رفتار خود زنده باد بت!! مى‏گفتند اما امام على(علیه‌السلام) با كسانى رو به رو بود كه سابقه‏ درخشانى در خدمت‏ به اسلام داشتند! اهل عبادت و قرآن و شب ‏زنده‏ دارى بودند با این همه از روح مكتب بى‏خبر بوده و همین‏ امور، زمینه‏ ساز مقابله آنان با حكومت عدالت‏ گستر مولا على(علیه‌السلام)شد. امام على(علیه‌السلام) در حقیقت‏ با نفاق پنهان مواجه بود و پرواضح است‏ كه برخورد با این دشمن به مراتب سخت‏تر از برخورد با كفر آشكاراست. بر این اساس ؛ امام على(علیه‌السلام) برخورد با دشمنانى این‏چنین را از مفاخر خود برمى‏شمرد و می فرمود: 

« ایها الناس فانى فقات عین‏الفتنه و لم یكن لیجترى‏ء علیها احد غیرى بعد ان ماج غیهبها واشتد كلبها» [1] 

مردم!! این من بودم كه چشم فتنه را درآوردم و كسى‏جز من جرأت بر آن نداشت‏بعد از آن كه امواج فتنه همه جا گسترده بود و هارى آن فزونى یافته بود.»

حكومت ‏-حدودا- پنج‏ساله امیر مؤمنان على(علیه‌السلام) با سه جریان مخالف مواجه بود:

 1- جاه‏طلبان و مقام‏پرستانی كه در خط مقدم بیعت‏كنندگان بامولا على(علیه‌السلام) بودند و امید آن داشتند كه از این راه بتوانند به ‏دنیایى آباد و مقام و ریاستى كه در پى آن بودند برسند، اما پس ‏از آن كه امام على(علیه‌السلام) به حكومت رسید و ارزش‏هاى الهى را به جاى‏ارزش‏هاى پوسیده جاهلى نهاد، از حكومت‏ حضرتش مأیوس شده و شروع‏ به مخالفت ‏با آن نموده و علیه حكومت اسلامى امام على(علیه‌السلام) شورش ‏كردند. نام این گروه در تاریخ اسلام «ناكثین‏» یا همان پیمان‏شكنان‏ مى‏باشد.

2- ظالمانى كه از حكومت پیشین بهره‏ مند شده و دزدى‏ و غارت‏گرى‏ مى‏نمودند و از این راه اموال فراوانى به دست آورده ‏بودند و اینک با سر كار آمدن حكومت عدل پرور علی (علیه‌السلام) مجالی برای غارت‏گرى‏ و فساد نمی ماند و از طرفی دیگر به شدت با ستم آنان مبارزه می شد. که این گروه در تاریخ‏ اسلام به« قاسطین‏»معروفند. «قسط‏» هم به معناى عدالت و هم به‏ معناى ظلم و عدول از حق آمده است. راغب در مفردات مى‏گوید:«قسط به معنى سهم و نصیب است و هرگاه سهم و نصیب دیگرى گرفته ‏شود باز به آن قسط گفته مى‏شود که مصداق بارز ظلم است.

سست‏ترین دشمنان كسى است كه عداوتش را آشكار ساخته‏ است.» و از طرفی «من اظهر عداوته قل كیده آن كس كه دشمنى‏اش را اظهاركرده توطئه و مكرش كم است.» و خطرناك‏ترین دشمن دشمنى است كه‏ دشمنى‏اش را پنهان مى‏كند همان گونه كه قرآن كریم نامش را نفاق‏ گذارده است

3- كوته ‏فكران و متحجرانى كه فقط ظاهرى از دین را دیده بودند حقیقت آن را نفهمیده بودند و به شدت بر عقیده باطل خود استوار بودند. اینان نیز سر شورش با حكومت مولا على(علیه‌السلام)برآوردند. نام این گروه «مارقین‏» است و نام دیگرشان خوارج ‏كه بعد از داستان حكمیت ، در صفین بر ضد امام برخاستند و پرچم‏ مخالفت را برافراشتند. این واژه، از ماده «مروق‏» به معناى ‏پرش تیر از كمان است گویى آنها قبلا در دایره حق بودند ولى به‏ خاطر تحجر و نادانى و خودخواهى از مفاهیم اسلامى و تعلیمات آن‏ به دور افتادند. این سه جریان مخالف را پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) در سخنان خود به‏ صراحت پیش‏بینى فرموده بود؛ ابو ایوب انصارى می گوید:

امر رسول‏الله(صلی الله علیه و آله) على بن ابى طالب(علیه‌السلام) بقتال الناكثین و القاسطین‏و المارقین

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) به على(علیه‌السلام) دستور داد كه با سه گروه‏ ناكثین و قاسطین و مارقین پیكار كند. خود حضرت نیز در خطبه ‏شقشقیه با همین نام مخالفین خود را نام برده است: «فلما نهضت‏ بالامر نكثت طائفه و مرقت اخرى و قسط آخرون…» هنگامى كه قیام‏ به امر خلافت كردم جمعى پیمان خود را شكستند و گروهى به‏ بهانه ‏اى واهى سر از اطاعتم پیچیدند و از دین خدا بیرون پریدند و دسته دیگرى راه ظلم و طغیان را پیش گرفتند.»

تحلیل و بررسى‏عملكرد این سه جریان مخالف و موضع امام على(علیه‌السلام) در برابر آنها نقش ارزنده‏اى در آگاهى امت اسلامى ما از جریان‏هاى مخالف و نیز الهام‏بخش نحوه برخورد با آنان خواهد بود.

   دوشنبه 25 بهمن 1395نظر دهید »


در سال پنجم جمادی الاول سال ششم هجرت در شهر مدینه ، در خانه حضرت علی (ع) دختری بدنیا آمد که سالها بعد در تغییر مسیر تاریخ بشریت نقشی عظیم ایفا کرد. زینب (س) از مادري چون فاطمه زهرا (س) متولد شد و در دامان آن بانوی بزرگ اسلام و پيامبر اسلام (ص) و حضرت علي (ع) پرورش يافت. يكي از سيره هاي عملي زندگي اين بانوي الهي، پرستاري و دست گيري از حال بيماران و درماندگان بود. اتفاقات سختي كه در طول حيات سراسر مرارت بار ايشان رخ داد،همچون بيماري مادر بزرگوارشان، ضربت خوردن پدر، مسموميت برادر و بالاخره حادثه بزرگ كربلا، زينب را به عنوان الگوي پرستاران معرفي كرد و سالروز ولادتش، به عنوان روز پرستار برگزيده شد.ایشان پرستار بزرگ كربلا بود اما آیا فقط پرستار بود ؟ ایشان علاوه بر پرستاری و مراقبت از حضرت امام سجاد (ع) که درروز عاشورا به شدت بیمار بود ، تقويت روحيه مجروحان و خانواده شهيدان، رسيدگي به بازماندگان و كمك به اطفال را نیز بر عهده داشت .واینها کوچکترین مسئولیت حضرت زینب (س) بود .

با وجود اینکه می دانیم پرستاری یک وظیفه سنگین وارزشمندی است اما وظیفه حضرت زینب تنها پرستاری از بیماران واطفال و… نبود بلکه وظیفه اصلی یا به عبارتی پرستاری اصلی حضرت زینب همان نهضت خونین کربلا بود ، که اگر نبود زینب ، خون سالار شهیدان ویاران باوفای ایشان پایمال می شد .

روز دوازدهم محرم کاروان اسیران به کوفه رسید شهر در حالتی عجیب وغیر عادی بسر می برد . شایعات گوناگون در میان مردم رواج داشت وهر دسته به گونه ای خاص درباره کربلا سخن می گفتند .

ورود کاروان آن هم با آن وضع رقت انگیز کوفه را منقلب وپریشان ساخت .


 

 

عظمت فاجعه کربلا و جنایت شومی که بوقوع پیوسته بود موجب شد که همه کسانی که شاهد منظره ورود کاروان اسیران بودند گریه کنند زیرا بیشتر مردم یا در جنگ بر ضد حسین (ع) ویارانش مستقیماً شرکت داشتند ویا آنکه با فرصت طلبی وسکوت خویش بر آن جنایت صحه گذارده بودند .

زینب کبری (س) با دیدن اشکهای آن مردم پیمان شکن با خشم بسیار روی به آن جماعت کرد وفرمود :

« حمد وستایش بی پایان بر خداوند متعال ودرود بر روان پاک محمد (ص) وخاندان نبوت ! ای مردم کوفه وای پیروان مکر وحیله . ای کسانی که با نامه های خود ما را بسوی خویش خواندید ولی چون ما بسوی شما آمدیم پیمان خویش را زیر پا گذاشتید وب ا دشمنان ما هم پیمان شدید .

 
اکنون شما را می بینم که بر سرنوشت ما میگریید در حالیکه این مصیبت بزرگ را بادست خودتان فراهم کردید .

داستان شما همچون زنی است که رشته ها را با دقت می تابید و بعد با دست خود آنها را باز میکرد و زحمات خویش را بر باد میداد .

در میان شما هیچ چیز جز مکر و حیله نیست زیرا که پیمان خود را با ما شکستید و با خدعه و فریب هر زمان برنگی دیگر درمیآیید . همچون بوقلمون که هر زمان برنگی دیگر جلوه گری میکند .

گاه ادعای چیزی را می کنید که ندارید ، زمانی چون بردگان زر خرید راه تملق وچاپلوسی پیش میگیرید وزمانی چون دشمنان کینه جو در کمین انتقام می نشینید .

شما همچون آن ابر سیاه وکم باران ویا گیاه وعلفی که بر روی سرگین میروید ظاهری دلفریب دارید در حالی که باطن شما تو خالی ومهمل است .

شما برای آینده خود ذخایر زشتی پس انداز کردید مطمئن باشید خشم و غضب الهی در انتظار شماست .

شما در کشتن برادران و پشتیبانان ما با جنایتکاران همکاری میکنید و اکنون چاپلوسانه بر مصیبت ما میگریید.

سوگند بخدا که باید گریه کنیدبر احوال زار خود ، زیرا که این حتک حرمت وعداوت با خاندان پیامبر را بهیچ وسیله نمیتوان جبران نمائید .

شما کسی را کشتید که راهبر راستین زندگی شما بود . دست شما به خون فرزندان و برگزیدگان رسول خدا آغشته است . شما آل عصمت و طهارت را که نمونه هائی بزرگ از تقوی وفضیلت هستند به اسارت درآوردید وبه علت همین اعمال زشت در نزد همه کس رسوا خواهید بود وعذاب وقصاص آخرت در انتظار شماست .

هرگز تصور نکنید که تأخیر در عذاب موجب فراموشی اعمال شماست . نه هرگز اینطور نیست زیرا که خدای قهار همیشه مراقب گناهکاران ورسوایان است »

سخنان زینب (س) مرد کوفه را در وحشت فرو برد مخصوصاً آنکه او در پایان خطابه خویش فرمود :

 مردم کوفه مردان شما عزیزان ما را می کشند آنگاه زنان شما گریه وزاری میکنند خداوند روز قیامت بین ما وشما قضاوت خواهد کرد .

واین سخنان جاودان زینب (س) سرزنش وملامت همه مردم زبون وبی اراده ای است که با ظالمان همکاری میکنند ویا با سکوت خویش ظلم را یاری میدهند وسپس ابلهانه به گریه وزاری می نشینند وامید رستگاری دارند ….

 … به بركت این بانوى بزرگوار و قيام مباركش، هم‏چنان پرچمهای خونين عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم از ظالم، در سراسر جهان افراشته مى‏شود زيرا زينب كبرى (س) بود كه پيام ‏خونين حضرت اباعبدالله الحسين (ع) را به تمام نسل‏ها و عصرها رساند.
در خاتمه شايسته است از پرستاران فداكار و بي توقعي ياد كنيم كه همواره از مهرباني و دلسوزيشان بهره مند بوده ايم، به مادراني كه همواره در زندگي شير زناني همچون زينب (س) را برای خود الگو قرار داده تا در رويارويي با مصائب و دشواريهاي زندگي مرهمي بر دلهاي مجروحمان گذارند.

************منبع* **********

http://www.ashoora.ir/امام-حسین-ع-و-عاشورا/زنان-عاشورایی/477-حضرت-زینب-س-پرستار-انقلاب-حسینی.html

   چهارشنبه 13 بهمن 13952 نظر »
وبلاگ مشکات در راستای اشاعه مکتب محمدی و فرهنگ علوی و فاطمی راه اندازی شده است. امید است بتوانیم قدمی در اعتلای فرهنگ اسلامی در جامعه برداریم. انشاﺀالله
جستجو
آمار
  • امروز: 59
  • دیروز: 13
  • 7 روز قبل: 591
  • 1 ماه قبل: 909
  • کل بازدیدها: 14381
رتبه
  • رتبه کشوری دیروز: 122
  • رتبه مدرسه دیروز: 5
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 105
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 4
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 103
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2
 
اسرار عبادات