« ولادت باسعادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها و روز پرستار مبارک افاضات جدید... !  »


 

چه روزهایی شده… 

زمستان دل انگیز به روزهایی غم انگیز مبدل شده…
آتش پشت آتش… 
روزهایی گذشت که آتش نفاق سر برآورد از خیابان ها و جان عده ای بی گناه به یغما رفت. (هرچند خروش گرم مردم، آبی سرد شد بر آتش نفاق بدخواهان و بداندیشان کوردل) 
یا کنون که آتشی از دریا زبانه کشید تا عمق جان ها… آتشی که این بار شعله کشید برجان 32 خدمتگزار … 

اما اینک چه، کدام آب قرار است شعله های این غم را خاموش کند، وقتی جگر گوشه های این امت در غربت سوختند و سوختند… 
سوختنی که نمیدانم چه گذشت برجانشان، آن هنگام که آتش زبانه کشید بر آسمان، فقط آتشی بس بزرگتر بس سوزانده تر، دل سوزاند از ما و از جگر گوشه هایشان…
 غربت اینان فقط مسافت راه نبود، غربتی که در پس پرده دیپلماسی بی روح و بی عاطفه زاده شد، بس فراتر بود… !

… 
چه غریبانه سوختند و آبی دریا را به آبی آسمان دوختند. 
… .

… 

من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود…
… .

….

 ​

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: شهدا, دلنوشته
   دوشنبه 25 دی 1396

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است


فرم در حال بارگذاری ...

وبلاگ مشکات در راستای اشاعه مکتب محمدی و فرهنگ علوی و فاطمی راه اندازی شده است. امید است بتوانیم قدمی در اعتلای فرهنگ اسلامی در جامعه برداریم. انشاﺀالله
جستجو
آمار
  • امروز: 12
  • دیروز: 10
  • 7 روز قبل: 75
  • 1 ماه قبل: 266
  • کل بازدیدها: 13418
رتبه
  • رتبه کشوری دیروز: 86
  • رتبه مدرسه دیروز: 3
  • رتبه کشوری 5 روز گذشته: 160
  • رتبه مدرسه 5 روز گذشته: 6
  • رتبه کشوری 90 روز گذشته: 125
  • رتبه مدرسه 90 روز گذشته: 2